Loading...
Larger font
Smaller font
Copy
Print
Contents

آرزوی اعصار

 - Contents
  • Results
  • Related
  • Featured
No results found for: "undefined".
  • Weighted Relevancy
  • Content Sequence
  • Relevancy
  • Earliest First
  • Latest First
    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents

    فصل 37—«نخستین مبشرین مسیح»

    شاگردان، اعضای خانواده عیسی محسوب می شدند و در اثنای مسافرت او در ناحیه جلیل همراه وی بودند. آنان در زحمات و سختی های او سهیم بودند و به تعالیم او گوش فرا داده و با پسر یگانه خداوند راه می رفتند و سخن می گفتند. آنان هم چنین از تعالیم روزانه عیسی آموخته بودند که چگونه برای تعالی بشر انجام وظیفه نمایند. هنگامی که عیسی به جمعیت انبوهی که در اطرافش جمع می شدند خدمت می کرد و تعلیم می داد، شاگردان نیز حضور می یافتند و با اشتیاق و علاقه در انتظار اجرای دستورات او بودند و بخشی از بار سنگین مشکلات را بر دوش خود حمل می کردند. آنان در مرتب ساختن صفوف مردم و آوردن بیماران و رنجدیدگان به حضور عیسی و تسلی بخشیدن دردمندان نقش عمده ای را ایفاء می کردند. شاگردان همواره مراقب شنوندگان علاقمند بودند و کلام کتب مقدسه را برای ایشان توضیح می دادند. آنها به طرق مختلف در جهت تعالی معنوی مردم تلاش می کردند. آنان هر آنچه را که از عیسی آموخته بودند به دیگران تعلیم می دادند و هر روز تجارب ارزشمندی را کسب می کردند اما، لازم بود که خودشان نیز شخصاً تجربیاتی کسب کنند. آنان به تعالیم بیشتر، صبر و محبت فوق العاده ای نیازمند بودند. در تمام مدتی که منجی شخصاً با ایشان بود، خطاهایشان را خاطر نشان می ساخت و با اندرز و نصیحت آنان را اصلاح می نمود. اکنون زمان آن رسیده بود که آنان را به عنوان نمایندگان خود به نقاط مختلف اعزام کند.AA 331.1

    شاگردان زمانی که با عیسی بودند، بعضی اوقات به واسطه تعالیم فریسیان و کاهنان دچار سردرگمی می شدند، اما مشکلات خود را به حضور عیسی می آوردند و عیسی نیز حقایق کتب مقدسه را با احادیث و سنت ها مقایسه می کرد و برای ایشان توضیح می داد و بدین وسیله ایمان و اعتقادشان به کلام خداوند را تقویت می نمود. او آنها را از بندگی و اسارت رسوم و سنت های گذشته به میزان بسیار زیادی آزاد می کرد و ترس از معلمین یهود را نیز در ایشان از بین می برد. در تعلیم و تربیت شاگردان، الگوی زندگی مسیح بسیار مؤثرتر از تعالیم آموزشی صرف بود. هنگامی که آنان از عیسی جدا شدند، تمامی نگاه ها، کلمات و حتی آهنگ صدای او دوباره به خاطرشان آمد و غالباً در مبارزه و جدال با دشمنان انجیل، کلام او را تکرار می کردند و زمانی که اثرات آن را بر روی مردم مشاهده می کردند، شاد و مسرور می شدند.AA 331.2

    عیسی دوازده شاگردش را نزد خود فراخواند و آن ها را دو به دو به سوی شهرها و روستاهای اطراف اعزام کرد. هیچ یک از ایشان به تنهایی فرستاده نشد، بلکه برادر همراه برادر و دوست به همراه دوست اعزام شد. آنان بدین طریق می توانستند یکدیگر را تشویق نمایند و با هم مشورت و دعا کنند تا قدرت و قوت یکی، ضعف و ناتوانی دیگری را جبران نماید. عیسی بعدها هفتاد نفر دیگر را نیز به همین ترتیب برای مأموریت اعزام نمود. هدف منجی این بود که پیام آوران انجیل به این طریق با یکدیگر مشارکت داشته باشند. مبشرینی که امروزه برای بشارت انجیل اعزام می شوند اگر از این الگو پیروی کنند نتایج کارشان بسیار موفقیت آمیز خواهد بود.AA 332.1

    پیام شاگردان مسیح همان پیامی بود که یحیای تعمید دهنده درباره عیسی اعلام کرده بود، که «پادشاهی آسمان نزدیک شده است.»وظیفه شاگردان این نبود که با مردم به مشاجره بپردازند و ثابت کنند که عیسای ناصری همان مسیح است، بلکه می بایستی در نام او همان اعمال شفقت آمیزی را که او انجام داده بود، انجام دهند. عیسی بدیشان دستور داده بود که «بیماران را شفا دهید. مردگان را زنده کنید، جذامی ها را پاک سازید، دیوها را بیرون کنید. به رایگان یافته اید، به رایگان هم بدهید»AA 332.2

    عیسی در خلال خدمت خود بیشتر وقت خود را به جای موعظه کردن به شفا دادن مریضان اختصاص داد.AA 332.3

    معجزات عیسی راستی کلام او را که برای نجات جهان و نه برای نابودی آن آمده بود، به اثبات رسانید. عدالت و پارسایی، پیش روی او می خرامید، جلال و شکوه خدا بر او قرار گرفته بود و هر جا که می رفت مژده رحمت او زودتر از خود او به آنجا می رسید و از هر جایی که عبور می کرد از شفای بیماران و قدرت بازیافته مردم شاد مسرور می شد.AA 332.4

    انبوه جمعیت در اطراف او جمع می شدند تا کارهای عظیم خداوند را از دهان او بشنوند و صدای او، تنها صدایی بود که پیوسته در آن مدت شنیده بودند و نام او تنها نامی بود که بر زبان می آوردند، چهره او تنها چهره ای بود که به آن نظر می کردند، پس چرا نباید او را محبت نمایند و زبان به حمد و ستایش او نگشایند؟ عیسی از هر شهر و دهکده ای که عبور می کرد مانند آبی جاری و حیات بخش، شادی و زندگی را به دیگران ارزانی می داشت.AA 332.5

    پیروان مسیح نیز می بایستی مانند او عمل کنند. گرسنگان را غذا، برهنگان را پوشاک و رنجدیدگان و ماتمیان را تسلی دهند. ما باید به دلسرد شدگان خدمت نماییم و برای مأیوسان الهام بخش امید باشیم.AA 333.1

    آنگاه وعده خداوند درباره ما به انجام خواهد رسید که، «عدالت تو پیش تو خواهد خرامید و جلال خداوند ساقه تو خواهد بود.» (اشعیاء 58 آیه 8). در اصلاح شخص گناهکار، محبت مسیحی و خدمت متواضعانه بسیار موثرتر از شمشیر و محکمه عدالت خواهد بود. مطمئناً شمشیر و محکمه عدالت برای تنبیه و ترسانیدن یک فرد متمرد ضروری است، لیکن یک مبشر محبت بیش از آن می تواند انجام دهد. غالب اوقات دل انسان تحت تاثیر سرزنش، سخت تر می گردد. در صورتی که محبت مسیح دل انسان را نرم می سازد. یک مبشر و مبلغ مذهبی نه تنها قادر است امراض جسمانی را شفا دهد بلکه می تواند گناهکار را به حضور طبیب بزرگ یعنی عیسی هدایت کند، طبیبی که روح ما را از جذام گناه پاک می کند. خداوند در نظر دارد که مریضان، بداقبالان و دیوزدگان ندای او را به وسیله خادمین وی بشنوند. خداوند اشتیاق دارد که به واسطه خادمین خود نسل بشر را تسلی و آرامش دهد، آرامشی که دنیا نمی تواند به انسان عرضه کند.AA 333.2

    شاگردان در اولین سفر بشارتی خود باید به نزد «گوسفندان گمشده اسرائیل» می رفتند و اگر در آن زمان، بشارت انجیل را ابتدا برای مردم سامره و قوم های غیریهودی موعظه می کردند نفوذ خود را در میان قوم یهود از دست می دادند و با تحریک حس تعصب فریسیان، خود را در چنان مخمصه ای گرفتار می کردند که بدون شک در ابتدای فعالیتشان موجب یأس و دلسردی ایشان می شد. حتی رسولان مسیح نیز، ضرورت بشارت انجیل را برای تمامی اقوام و ملل درک نمی کردند و تا زمانی که این حقیقت را درک نمی کردند، نمی توانستند برای خدمت به اقوام غیریهودی مهیا و آماده شوند. اگر یهودیان بشارت انجیل را می پذیرفتند،AA 333.3

    خداوند در نظر داشت که بشارت انجیل را به وسیله یهودیان به گوش امت ها برساند، بنابراین در مرحله اول آنان می بایستی مژده نجات را بشنوند. در تمامی سرزمین هایی که مسیح مشغول کار و خدمت بود، عده بی شماری از مردم به نیازهای معنوی خویش پی برده بودند و با اشتیاق شدیدی در انتظار دریافت حقیقت الهی، لحظه شماری می کردند.AA 333.4

    اکنون زمان آن رسیده بود که مژده محبت او به دل های مشتاق و آرزومند مردم اعلام شود، و شاگردان به عنوان نمایندگان مسیح می بایستی چنین وظیفه ای را انجام دهند. ایمانداران نیز می بایست آنان را در مقام معلمین برگزیده از سوی خداوند بپذیرند تا هنگامی که منجی از میان ایشان به آسمان صعود می کرد، بدون معلم و رهبر باقی نمانند. شاگردان در اولین مأموریت بشارتی خود، می بایستی به مکان هایی می رفتند که عیسی قبلاً رفته بود و در آنجا دوستانی داشت و هم چنین لازم بود که به نحو ساده ای تدارک سفر را ببینند و هیچ چیزی نمی بایست افکارشان را از کار عظیمی که بر عهده داشتند منحرف نماید و یا با ایجاد اختلاف درهای خدمت را به روی ایشان ببندد. آنان نمی بایست مانند معلمین مذهبی یهود جامه های فاخر بپوشند و یا جامه هایی را انتخاب کنند که ایشان را از روستاییان و دهقانان زحمتکش متمایز کند. آنان اجازه نداشتند وارد کنیسه های شوند و از مردم بخواهند که در آیین های دسته جمعی شرکت کنند، بلکه موظف بودند به تک تک خانه ها مراجعه کرده و پیام انجیل را موعظه کنند. آنان باید از تعارفات بی اساس و غیرضروری و یا پذیرایی های خانگی اجتناب کرده، از بطالت و وقت گذرانی دوری جویند. اما به هر ناحیه ای که می رفتند، می بایستی مهمان نوازی اشخاص مومن و شایسته ای را که ایشان را به عنوان شاگردان مسیح استقبال می کردند، بپذیرند. و به هر خانه ای که وارد می شدند ابتدا باید جمله «سلام بر این خانه باد!» را بر زبان می آوردند و آن خانه با دعاها، سرودها، پرستش ها و تعلیم کتب مقدسه در محفل خانوادگی، برکت می یافت. شاگردان عیسی قاصدان حقیقت بودند که می بایست راه را برای آمدن استاد و سرورشان مهیا می کردند. پیامی را که ایشان باید حمل می کردند، پیام حیات جاودانی بود و سرنوشت انسان بستگی به پذیرش یا انکار آن داشت. عیسی برای بیان اهمیت پیامی که شاگردان می بایستی به گوش جهان برسانند، به ایشان فرموده بود: «هر که به شما گوش فرا دهد، به من گوش فراداده است و هر که شما را رد کند، مرا رد کرده است، اگر وارد شهری شدید و شما را نپذیرفتند، به کوچه های آن شهر بروید و بگویید، ما حتی خاک شهر شما را که بر پای ما نشسته است، بر شما می تکانیم، اما یقین بدانید که در روز داوری، تحمل مجازات برای سدوم و عموره آسان تر خواهد بود تا برای آن شهر.»AA 334.1

    اکنون نگاه مسیح به آینده دوخته می شود و شاگردان خویش را نظاره می کند که بعد از مرگش در سرزمین های دوردست شاهدان او شده اند و حقیقت الهی را برای مردم موعظه می کنند.AA 334.2

    نگاه پیش بینانه او متوجه وقایع و رخدادهایی می شود که خامدین وی در طول قرون و اعصار و تا ظهور ثانوی او می بایستی با آنها روبرو شوند. او مبارزات و کشمکش های آینده را به پیروان خود نشان می دهد و خصوصیات و نقشه مبارزه را بر ایشان مکشوف می کند. عیسی خطراتی را که پیروان وی می بایستی با آن روبرو شوند و همچنین لزوم فداکاری و ایثار را در مقابل چشمان ایشان آشکار می کند و از ایشان می خواهد که برای غافلگیر نشدن در مقابل دشمن، عواقب خدمت و پیروی را تحمل کنند.AA 335.1

    عیسی به شاگردان خود خاطر نشان می کند که جنگ و مبارزه ایشان علیه جسم و خون نیست بلکه «علیه قدرت ها، ریاست ها و جهانداران این دنیای تاریک، و علیه فوج های ارواح شریر در جای های آسمانی است.» (افسسیان 6 آیه 12).AA 335.2

    آنان باید با نیروهای خارق العاده به مبارزه بپردازند، اما در این نبرد از قدرت خارق العاده خداوند نیز برخوردار خواهند بود، زیرا تمامی هوش و استعداد ملکوت و فرشتگان آسمان به همراه آنان در سپاه خداوند جای خواهد گرفت. و روح القدس، به عنوان نماینده فرمانده سپاهیان خداوند از آسمان به پایین می آید و ، نبرد را رهبری خواهد کرد.AA 335.3

    شاید ضعف های بسیاری داشته باشیم و یا گناهان و خطاهای ما حزن انگیز و تأسف بار باشد، لیکن فیض خداوند برای تمامی کسانی است که با اظهار توبه و ندامت در طلب آن می باشند. قدرت خدای قادر مطلق از آن کسانی است که به او اعتماد و توکل دارند.AA 335.4

    عیسی فرمود: «من شما را همانند گوسفندان به میان گرگ های می فرستم. پس همچون مار هوشیار باشید و مانند کبوتر ساده»; خود عیسی نیز حتی یک کلمه از حقیقت را پنهان نکرد بلکه همواره کلام حقیقت را با عشق و علاقه بیان نمود و در معاشرت با مردم تدبیر و لطف و توجه فوق العاده ای را نشان داد. او هرگز بی ادبانه رفتار نمی کرد و کلامی غیرضروری بر زبان نمی آورد و کسانی را که زود رنج و احساساتی بودند نمی آزرد و ضعف های انسانی را مورد سرزنش قرار نمی داد. اما ریا، بی ایمانی و گناه را با دلیری مورد نکوهش قرار می داد. هنگامی که سرزنش های گزنده بر زبان می آورد، صدای او بغض آلود می شد.AA 335.5

    او برای اورشلیم گریست، شهری که دوست داشت، شهری که از پذیرش او که راه و راستی و حیات بود، امتناع کرد. آنان او را که منجی بود انکار کردند، اما او با دیده محبت و شفقت به آنها نگریست و غم او آنچنان عظیم بود که قلب او را شکست. در نظر او همه عزیز و ارزشمند بودند. هر چند که از مقام و شرافت الهی برخوردار بود، اما همیشه مهربان ترین علایق خود را در مقابل تمامی اعضای خانواده الهی ابراز می کرد. او در تمام افراد، جان های گمشده و گناهکاری را می دید که رسالت او نجات ایشان بود.AA 335.6

    خادمان مسیح نباید بر اساس امیال کهنه باطنی عمل کنند، بلکه می بایست با خداوند ارتباط داشته باشند. در غیر این صورت تحت تأثیر هیجان و خودپرستی قرار خواهند گرفت و سخنان نامناسب و ناشایست بر زبان خواهند آورد. در این صورت آنها دیگر مانند شبنم و بارانی که بر گیاهان خشک و پژمرده می بارد؛ نخواهند بود. این همان چیزی است که شیطان از آنان انتظار دارد. زیرا روش های شیطان چنین است و او همان اژدهای خشمگینی است که در قالب عصبانیت و تهمت آشکار می شود. اما خادمین عیسی نمایندگان خداوند هستند و او از خادمین خود انتظار دارد که با مردم بر اساس حقایق و ارزش های الهی رفتار کنند. حقایقی که تجسم ذات الهی است. قدرتی که می بایستی با آن بر شریر پیروز شوند، قدرت مسیح است. جلال مسیح قوت آنان است و باید نگاه خودش را به زیبایی و جذابیت او متمرکز کنند. آنگاه خواهند توانست مژده خوش انجیل را با تدبیر الهی و مهربانی به دیگران عرضه کنند. زیرا روحی که بتواند در مقابل تحریکات، آرامش خود را حفظ کند، در مقایسه با بحث های قانع کننده و محکم، بسیار مؤثرتر و مفیدتر می تواند از حقیقت دفاع کند.AA 336.1

    کسانی که در صفوف مبارزه علیه دشمنان حقیقت نبرد می کنند، نه تنها می بایستی در مقابل انسان ها قرار گیرند، بلکه در مقابل شیطان و عاملین او نیز قرار بگیرند.AA 336.2

    آنان می بایست کلام منجی را به یاد آورند که فرمود: «من شما را چون بره ها به میان گرگ ها می فرستم.» (لوقا 10 آیه 3).AA 336.3

    آنان باید در محبت خداوند بمانند و روح خداوند ایشان را حتی در مقابل دشنام و ناسزای اشخاص تسلی و آرامی خواهد داد. خداوند جامه فاخر الهی را بر تن ایشان خواهد کرد و روح القدس چنان در روح و فکر ایشان نفوذ خواهد نمود که صدای ایشان هیچ گونه هماهنگی و هم نوازی با زوزه گرگان نخواهد داشت.AA 336.4

    عیسی در ادامه تعالیم و دستورات خویش به شاگردان فرمود: «از مردم بر حذر باشید.» آنان نباید نسبت به کسانی که خداوند را نمی شناختند اعتماد کامل و بی چون و چرا داشته باشند و با ایشان مشورت کنند زیرا انجام چنین کاری به منزله امتیاز دادن به عاملین شیطان محسوب می شد. ابداعات بشری غالب اوقات در ضدیت با نقشه های الهی عمل می کند. آنانی که می خواهند هیکل خداوند را بنا کنند، می بایستی آن را بر اساس الگوی داده شده در کوه سینا — یعنی بر اساس نقشه الهی بنا کنند. هنگامی که خادمین خداوند به مشورت های انسانی متکی شده، به هدایت روح القدس به توجهی می کنند، خداوند را مورد بی احترامی قرار می دهند و به انجیل خیانت می ورزند. حکمت انسانی در نظر خداوند جهالت است و کسانی که به حکمت انسانی متکی هستند مرتکب اشتباه و خطا می شوند.AA 336.5

    “از مردم برحذر باشید. آنان شما را به محاکم خواهند سپرد و در کنیسه های خود تازیانه خواهند زد. به خاطر من شما را نزد والیان و پادشاهان خواهند برد تا در برابر آنان و در میان قوم های جهان شهادت دهید.” (متی 10 آیات 17 و 18).AA 337.1

    جفا و آزار موجب گسترش حقیقت خواهد شد. خادمان مسیح به حضور مردان بزرگ جهان آورده خواهند شد که اگر غیر از این بود آنان هرگز قادر به شنیدن مژده انجیل نمی شدند، حقیقت به این افراد به شکل غلطی معرفی شده بود و اتهامات نادرستی درباره ایمان شاگردان مسیح به گوش ایشان رسیده بود و برای آنان تنها راه دریافت حقیقت، گوش فرا دادن به شهادت کسانی بود که به واسطه ایمانشان مورد محاکمه قرار می گرفتند.AA 337.2

    خادمان مسیح در این بازجویی ها ملزم به پاسخ گویی بودند و بدین وسیله محاکمه کنندگان، شهادت ایشان را می شنیدند. فیض خداوند در چنین شرایط فوق العاده ای در اختیار خادمین قرار می گرفت تا شاهدان او باشند. عیسی می فرماید: «اما چون شما را تسلیم کنند، نگران نباشید که چگونه یا چه بگویید. در آن زمان آنچه باید بگویید به شما عطا خواهد شد. زیرا گوینده شما نیستید، بلکه روح پدر شماست که به زبان شما سخن خواهد گفت.»AA 337.3

    هنگامی که روح خداوند افکار خادمین خود را روشن می سازد، حقیقت با تمامی قوت الهی و ارزشمندی آن بیان می شود و کسانی که حقیقت را انکار می کنند، شاگردان مسیح را مورد اتهام، ظلم و تعدی قرار خواهند داد. اما فرزندان خداوند تحت آزار و شکنجه و تا به سرحد مرگ نیز می بایستی فروتنی سرمشق الهی خود یعنی عیسی را آشکار کننند و بدین ترتیب تفاوت میان عاملین شیطان با نمایندگان مسیح دیده خواهد شد و منجی در حضور حاکمان و مردم جهان تعالی و جلال خواهد یافت. شاگردان از موهبت دلیری و بردباری شهیدان برخوردار نمی شدند، مگر زمانی که فیض مورد نیاز از سوی خداوند به ایشان داده می شد و آنگاه وعده منجی تحقق می یافت.AA 337.4

    هنگامی که پطرس و یوحنا در حضور شورای عالی یهود شهادت دادند، مردم آن دو را دیدند، شهادتشان را شنیدند و دانستند که افرادی آموزش ندیده و عامی هستند پس «در شگفت شدند.» و دریافتند که آن دو از یاران عیسی هستن. (اعمال رسولان 4 آیه 13).AA 338.1

    درباره استیفان مکتوب است که «همه حاضرانی که در شورای عالی یهود نشسته بودند، به استیفان چشم دوختند و چهره او را همچون چهره فرشتگان دیدند.» مردم «در برابر حکمت و روحی که استیفان با آن سخن می گفت، یارای مقاومت نداشتند.» (اعمال رسولان 6 آیه 15).AA 338.2

    پولس رسول درباره محاکمه خود در دادگاه سزار می نویسد، «در نخستین دفاع من، هیچ کس به پشتیبانی از من برنخاست، بلکه همه مرا ترک کردند. ... لیکن خداوند در کنار من ایستاد و مرا نیرو بخشید تا کلام به واسطه من به کمال، موعظه شود و همه غیر یهودیان آن را بشنوند. پس از دهان شیر رستم. (دوم تیموتائوس 4 آیات 16 و 17).AA 338.3

    خادمین خداوند در هنگام محاکمه نمی بایستی از پیش دفاعیات خود را آماده می کردند، بلکه آماده سازی ایشان باید با ارج نهادن روزانه به گنجینه ارزشمند کلام خداوند انجام می شد. آنان باید ایمانشان را با دعا تقویت می کردند و در زمان محاکمه، روح القدس حقایق مورد نیاز را به یاد ایشان می آورد.AA 338.4

    تلاش صادقانه روزانه برای شناختن خدا و عیسی مسیح فرستاده او، جان انسان را قوی و مستعد می سازد. حکمت و معرفتی که به واسطه تفتیش مداوم کتب مقدسه کسب می شود در موقعیت های مناسب به مغز و ذهن انسان خطور خواهد کرد. اما اگر کسی از آشنایی با کلام خداوند غفلت ورزد و قدرت فیض مسیح را در سختی ها تجربه نکرده باشد، چگونه می تواند انتظار داشته باشد که روح القدس، کلام خداوند را در زمان مناسب به او خاطر نشان سازد. چنین شخصی باید هر روز خداوند را با تمامی دل عبادت کرده و به او توکل کند.AA 338.5

    عداوت و دشمنی علیه انجیل به قدری شدید خواهد بود که حتی دوست داشتنی ترین رابطه های زمینی نیز مورد بی توجهی قرار می گیرند.AA 338.6

    شاگردان مسیح به وسیله اعضای خانواده خود به دردسر می افتند و کشته می شوند.AA 338.7

    “همه به خاطر نام من از شما نفرت خواهند داشت.” عیسی در ادامه سخنان خود اضافه می کند، «اما هر که تا پایان پایدار بماند، نجات خواهد یافت.” (مرقس 13 آیه 13).AA 338.8

    با این حال عیسی به شاگردان خود دستور می دهد که خود را بی جهت در معرض آزار و جفا قرار ندهند. خود او نیز اغلب اوقات برای ادامه خدمت و موعظه از محلی به محل دیگر می رفت زیرا از دست کسانی که در پی هلاکت او بودند می گریخت. عیسی در ناصره مورد بی اعتنایی قرار گرفت و همشهری هایش درصدد قتل او بودند و به همین دلیل به کفرناحوم رفت و مردم آنجا از تعالیم او در شگفت شدند، زیرا، «در کلامش اقتدار بود.» (لوقا 4 آیه 32).AA 339.1

    بنابراین خادمین عیسی نباید در مواجه شدن با آزار و شکنجه مأیوس و دلسرد شوند، بلکه دایماً باید در جستجوی یافتن محل جدیدی برآیند و برای رستگاری و نجات افراد تلاش کنند.AA 339.2

    شاگرد از استاد خود برتر نیست و نه غلام از ارباب خود والاتر. سرور آسمان، بعلزبول خوانده شد بنابراین با شاگردان اونیز به همان شکل رفتار خواهد شد. اما با وجود تمامی خطرات، پیروان مسیح می بایستی اصول ملکوت او را اعلام کنند و پنهان کاری را مورد سرزنش قرار دهند. آنان نمی توانند بی طرف باقی بمانند تا زمانی که از امن بودن بیان حقیقت مطمئن شوند. زیرا آنان نگهبانانی هستند که به مردم درباره خطر هلاکت و نابودی هشدار می دهند. حقیقتی را که از مسیح دریافت کرده اند باید سخاوتمندانه و آشکارا در اختیار همه مردم قرار دهند. عیسی فرمود: «آنچه در تاریکی به شما گفتم، در روشنایی بیان کنید و آنچه در گوشتان گفته شد از فراز بام ها اعلام نمایید.»AA 339.3

    خود عیسی نیز هرگز آرامش را به وسیله مصالحه و سازش کسب نکرد. هر چند که محبت فرزندان آدم قلب او را مالامال ساخته بود، اما هرگز نسبت به گناهان ایشان بی تفاوت نبود. عیسی به حدی گناهکاران را دوست داشت که در مقابل هلاکت و نابودی ایشان نمی توانست سکوت کند، او می خواست آنان را به قیمت خون خود خریداری کند. تمامی تلاش او این بود که انسان نسبت به خویشتن صادق باشد و برای تعادلی و جاودانگی خود تلاش کند. خادمین مسیح نیز برای انجام چنین کاری فراخوانده شده اند. لیکن می بایستی هشیار باشند که برای جلوگیری از اختلاف، از بیان حقیقت چشم پوشی نکنند. آنان باید، «آنچه را که موجب برقراری صلح و صفا و بنای یکدیگر می شود، دنبال کنند.» اما صلح و صفای واقعی هرگز با زیر پا گذاشتن اصول و حقایق الهی تأمین نمی شود و هر انسانی که به اصول و حقایق الهی پایبند باشد مطمئناً با مخالفت روبرو خواهد شد. مسیحیت به عنوان یک موضوع روحانی و معنوی همواره از سوی فرزندان متمرد و یاغی مورد مخالفت قرار خواهد گرفت، لیکن عیسی به شاگردان خود می فرماید، «از کسانی که جسم را می کشند، اما قادر به کشتن روح نیستند، مترسید، از او بترسید که قادر است هم روح و هم جسم شما را در جهنم هلاک کند.» آنانی که نسبت به خداوند و احکام او صادق و صمیمی هستند، از دشمنی و عداوت انسان و یا شیطان نباید بترسند. زیرا زندگی جاودانی آنان در مسیح تأمین شده است. تنها دلیل ترس آنان باید صرف نظر کردن از حقیقت و از دست دادن توکل به خداوند باشد، توکلی که به واسطه آن در حضور خداوند محترم شمرده می شوند.AA 339.4

    شیطان پیوسته تلاش می کند قلب انسان را از شک و تردید پر کند. او خداوند را در نظر انسان داوری سخت گیر معرفی می کند و ایشان را به ارتکاب گناه تشویق می کند.AA 340.1

    آنگاه، انسان گناهکار خود را به قدری پست و حقیر می پندارد که نزدیکی به پدر آسمانی و دریافت مرحمت و شفقت او را امری غیرممکن تلقی می کند. خداوند از تمامی نیرنگ ها و فریب های شیطان آگاه است، به همین دلیل عیسی، شاگردان خود را مطمئن ساخت که در هنگام نیازمندی و ناتوانی، فرصت خواهند یافت یا از همدردی و مرحمت پروردگار بهره مند شوند. آه و ناله، احساس رنج و درد، حزن و اندوهی که در جان آدمی نفوذ می کند، همه و همه ، قلب مهربان پدر را جریحه دار می کند.AA 340.2

    کتاب مقدسس خداوند را خدایی، غیرفعال، خاموش و بی صدا و نگران معرفی نمی کند، بلکه او را در مقام رفیع و مقدس نشان می دهد که به وسیله کرورها کرور و هزاران هزار موجودات مقدس آسمانی احاطه شده و تمامی این فرشتگان در انتظار انجام اراده او می باشند. خدا به طرق گوناگونی که قادر به تشخیص آنها نیستیم با تمامی قلمرو تحت حاکمیت خویش ارتباطی فعال و زنده دارد. اما توجه و علاقه او و تمامی کائنات به این دنیای کوچک موجب شد که او یگانه پسر محبوب خویش را برای نجات جان های فدیه کد. خدا از فراز تخت رحمتش فریاد مظلومان و ستمدیدگان را می شنود و در پاسخ به دعاهای صادقانه و خالصانه می فرماید: «من اینجا هستم» او دست افتادگان و پریشان حالان را می گیرد زیرا رنج ها و پریشانی های آنان، او را متأثر می سازد. در تمامی وسوسه ها و مشکلات، فرشتگان درگاه او برای نجات ما در کنارمان حضور دارند.AA 340.3

    حتی یک گنجشک نیز بدون اطلاع پدر آسمانی به زمین نمی افتد. دشمنی شیطان علیه خدا موجب می شود که او از تمامی توجه و مراقبت مسیح نسبت به مردم نفرت داشته باشد، او سعی می کند اعمال دست خداوند را آلوده سازد و حتی از هلاکت و نابودی حیوانات زبان بسته نیز خرسند می شود.AA 340.4

    تنها به واسطه علاقه و محبت خداوند است که پرندگان کوچک محافظت می شوند و ما را با آوازهای دل نشین خود شاد و مسرور می سازند. خداوند گنجشکان کوچک را نیز فراموش نمی کند، بنابراین «مترسید، زیرا ارزش شما بیش از هزاران گنجشک است.»AA 341.1

    عیسی ادامه می دهد، «اگر مرا پیش مردم اقرار کنید، من در حضور پدر و فرشتگان شما را اقرار خواهیم کرد.» شما در این جهان شاهدان من هستید، و فیض من به واسطه شما برای شفای جهان جاری می گردد و من نیز نماینده شما در آسمان خواهم بود.AA 341.2

    پدر آسمانی سرشت خطاکار شما را در نظر نخواهد گرفت، بلکه شما را در لباس کاملیت من خواهد دید. من واسطه تمامی برکاتی هستم که از آسمان دریافت می کنید و هر کسی که فداکاری مرا برای نجات گمشدگان و گناهکاران به دیگران اعلام و نام مرا اقرار کند، در جلال و خوشی نجات یافتگان سهیم خواهد بود. کسی که مسیح را اقرار می کند، می بایستی مسیح در دل او ساکن باشد زیرا اگر به مسیح ایمان نداشته باشیم، نمی توانیم درباره او با دیگران صحبت کنیم. شاگردان مسیح ممکن بود تعالیم او را به روشنی بر زبان می آوردند، ممکن بود کلام مسیح را تکرار می کردند، اما اگر از فروتنی و محبت مسیح برخوردار نبودند، نمی توانستند او را اقرار کنند. روحی که مخالف روح مسیح باشد، هر مقامی که داشته باشد او را انکار خواهد نمود. مردم ممکن است با بر زبان آوردن کلمات ناشایست، دشنام و ناسزا، سخنان احمقانه و غیرواقعی مسیح را انکار کنند. آنان ممکن است با اجتناب از پذیرفتن مسئولیت های زندگی ، اشتغال به لذات غیراخلاقی، هم شکل شدن با دنیا، رفتار زشت و ناپسند، اهمیت دادن به افکار و نظرات خود، پارسا قلمداد نمودن خویش، پرورش شک و تردید، مشکل آفرینی و اقامت در ظلمت و تاریکی مسیح را انکار کنند. آنان با ارتکاب چنین اعمالی، وجود مسیح را در زندگی خویش انکار می کنند و مسیح درباره آنان می فرماید: «هر که مرا پیش مردم انکار نماید، من در حضور پدر خود که در آسمان است او را انکار خواهم نمود.»AA 341.3

    مسیح به شاگردان خود می گوید که به خاتمه یافتن دشمنی دنیا علیه بشارت انجیل خوشبین و امیدوار نباشند و می فرماید: «گمان مبرید که آمده ام تا صلح به زمین بیاورم، نیامده ام تا صلح بیاورم، بلکه تا شمشیر بیاورم!» ایجاد اختلاف و دشمنی از تأثیرات انجیل نیست، بلکه نتیجه دشمنی با آن است. سخت ترین آزار و شکنجه ای که پیروان مسیح باید متحمل شوند، دوری و جدایی از عزیزترین دوستان و خویشان به دلیل مخالفت های خانوادگی است. لیکن عیسی می فرماید: «هر که پدر و مادر خود را بیش از من دوست بدارد، شایسته من نباشد. هر که صلیب خود را بر نگیرد و از پی من نیاید، شایسته من نباشد.»AA 341.4

    مأموریت شاگردان مسیح برای ایشان افتخاری بزرگ محسوب می شود و اعتماد پاک و مقدسی را به همراه دارد. عیسی در این باره به شاگردان می فرماید: «هر که شما را بپذیرد، مرا پذیرفته و کسی که مرا پذیرفت، فرستنده مرا پذیرفته است » هرگونه مهربانی و احسان نسبت به شاگردان مسیح، بدون پاداش نخواهد ماند. او در این رابطه، کوچک ترین و فروتن ترین اعضای خانواده الهی را نیز در نظر گرفته شده است، «هر که به این کوچکان، از آن رو که شاگردان منند، حتی جامی آب سرد بدهد، آمین، به شما می گویم، بی پاداش نخواهد ماند.» بدین گونه منجی تعالیم خویش را به پایان رسانید و دوازده شاگرد برگزیده در نام مسیح، همانند او، مأموریت خویش را آغاز کردند تا «فقیران را بشارت دهند و ... شکسته دلان را شفا بخشند و اسیران را به رستگاری و بینایی را به نابینایان موعظه کنند و تا ستمدیدگان را رهایی بخشیده و سال لطف خداوند را اعلام نمایند.» (لوقا 4 آیات 18 و 19).AA 342.1

    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents