Loading...
Larger font
Smaller font
Copy
Print
Contents

آرزوی اعصار

 - Contents
  • Results
  • Related
  • Featured
No results found for: "undefined".
  • Weighted Relevancy
  • Content Sequence
  • Relevancy
  • Earliest First
  • Latest First
    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents

    فهرست

    فصل 1—«خدا با ما»

    “نام او عمانوئيل خوانده خواهد شد. “يعني خداوند با ماست”AA 8.1

    “نور معرفت جلال خداوند” در “صورت عيساي مسيح” ديده شده است.”AA 8.2

    خداوند عيساي مسيح از ايام ازل با پدر يكي بود. “او” صورت خدا مظهر بزرگي و عظمت او و “فروغ جلال وي” بود.AA 8.3

    او براي آشكار كردن جلال خداوند به دنياي ما آمد. او به اين دنياي تاريك گناه آلود آمد تا نور محبت خدا را آشكار كند. تا كه “عمانوئيل” باشد. از اين رو، درباره ي او نبوت شده بود كه، “نام او عمانوئيل خوانده خواهد شد.”AA 8.4

    عيسي با آمدن و ساكن شدن در ميان ما، بايد خداوند را به انسان و به فرشتگان آشكار مي كرد. ” او كلمه خدا بود” افكار خداوند به واسطه او آشكار شد. او در دعا براي شاگردانش مي گويد: ” من نام تو را به آنها شناساندم” خداي، رحيم، بخشنده ، دير غضب، كثير الاحسان، و سرشار از نيكويي و راستي ” تا محبتي كه تو به من داشته اي، در آنها نيز باشد و من نيز در آنها باشم.” اما اين مكاشفه فقط براي فرزندان زميني خداوند داده نشده بود. دنياي كوچك ما، كتاب درسي كهكشان است. نقشه خارق العاده فيض خداوند و راز محبت نجات دهنده او ” موضوع مورد علاقه فرشتگان” بوده و در طول قرون و اعصار از سوي ايشان مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. هم نجات يافتگان و هم موجودات بي گناه آسمان، دانش و سرودشان را در صليب مسيح خواهند يافت و نور درخشيده شده در سيماي عيسي، به عنوان نور محبت ايثار گرانه او ديده خواهد شد.AA 8.5

    در نور جلجتا ديده شد كه قانون محبت ايثارگرانه، قانون حيات در زمين و آسمان است و اينكه، محبتي كه نفع خود را نمي جويد” از دل خداوند سرچشمه مي گيرد و اينكه، در عيساي افتاده و فروتن، ذات خدا آشكار مي شود، خدايي كه در نور ساكن است و هيچ انساني نمي تواند به او نزديك شود.AA 8.6

    در آغاز، خداوند در تمامي اعمال، آفرينش آشكار شده بود. مسيح بود كه آسمانها را گستراند و بنيان زمين را بنا نهاد و دستان او بود كه كائنات را در فضا معلق كرد و به گلهاي صحرا زينت بخشيد. “به قوت خود کوهها را مستحکم ساخت” و “دریا از آن اوست و او آن را آفرید. ” (مزامير 65 آيه 6 و 95 آيه 5). او بود كه زمين را سرشار از زيبايي و آسمان را سرشار از سرود كرد. و برروي تمامي چيزها در زمين و آسمان، پيام محبت آميز پدر آسماني را مكتوب كرد.AA 9.1

    اكنون گناه كار عالي خدا را آلوده كرد. با اين حال، آن دسته نوشته بر جاي ماند. حتي اكنون نيز تمامي موجودات آفرينش شكوه و عظمت او را اعلام مي كنند. بروي زمين، به جز قلب انسان خود خواه، هيچ مخلوق ديگري نيست كه بخواهد فقط براي خودش زندگي كند. پرواز پرندگان در آسمان و حركت حيوانات بر روي زمين با هدف خدمت به حيات ديگر موجودات انجام مي شود.AA 9.2

    حتي برگهاي درختان جنگل و سبزه هاي صحرا براي ادامه حيات انسان و حيوانات، كمك مي كنند. هر درخت، بوته و برگ، عنصر حيات را توليد مي كنند، عنصري كه بدون آن انسان و حيوان قادر به ادامه حيات نمي باشند و انسان و حيوان نيز به نوبه خود به حيات درخت و بوته و برگ كمك مي كنند. گلها، با عطر زيباي خود فضا را پر مي كنند و با شكوفايي خود به جهان زيبايي مي بخشند. خورشيد با تابش نور خود، زمين و هزاران سياره ديگر را روشن مي سازد.AA 9.3

    اقيانوس كه به تنهايي منبع تمامي رودها و نهرهاست، آب را از تمامي چشمه هاي زمين دريافت مي كند، اما مي گيرد كه بدهد. مه و بخاري كه از دل اقيانوس صعود مي كند، به صورت بارش باران بر زمين مي بارد تا گياهان جوانه زده و گلها غنچه به بار آورند.AA 9.4

    فرشتگان مقدس، به خاطر محبت كردن و مراقبت خستگي ناپذير از جانهاي گناهكار و ناپاك، احساس شادي مي كنند. آنان براي جلب حمايت انسان تلاش مي كنند و نور حقيقت را از جايهاي آسماني به اين جهان تاريك مي آورند.AA 9.5

    خدمت صبورانه و مهربانانه اين فرشتگان، دلهاي گناهكاران را تحت تاثير قرار مي دهد و ايشان را به متابعت و دوستي با مسيح رهنمون مي كنند. با بررسي تمامي جزئيات، خدا را در عيساي مسيح مي بينيم و با نگريستن به عيسي در مي يابيم كه جلال و شكوه خدا در بخشيدن و دادن است.AA 9.6

    مسيح فرمود: “ من از خود، كاري نمي كنم.” و پدر زنده مرا فرستاد و من به پدر زنده هستم” من درپي جلال خود نيستم بلكه درپي جلال فرستنده ي خود هستم “ ” (يوحنا 8 آيه 28- و 6 آيه 58- 8 آيه 50) در اين آيات، اصل مهمي كه قانون حيات براي كانئات مي باشد،AA 10.1

    اعلام مي شود مسيح تمام چيزها را از خدا دريافت كرد، اما او گرفت تا بدهد. و بدين ترتيب جايهاي آسماني و در خدمت او براي تمامي مخلوقات آفرينش، حيات پدر به واسطه پسر محبوب به همگان جاري مي شود و در بازگشت به شكل عبادتي سرشار از شادي و سپاس و يك جريان محبت از طريق پسر، به سرچشمه و آفريننده تمامي موجودات بر مي گردد. و بدين ترتيب قانون حيات كانئات و زنجيره احسان و نيكويي كه معرف سيرت خداي متعال است از طريق مسيح كامل مي شود.AA 10.2

    قانون حيات در ابتدا در آسمان زير پا گذاشته شد. گناه از خودخواهي ريشه گرفت. زهره فرشته سايه گستر انتظار داشت تا در آسمان از همه برتر باشد. او تلاش كرد تا كنترل موجودات آسمان را بدست بگيرد و با دور كردن ايشان از خالق، احترام ايشان را جلب كند. بنابراين با نسبت دادن ميل به خودستايي به خداوند، او را به غلط معرفي كرد.AA 10.3

    او با خصوصيات شريرانه خويش سعي كرد تا خالق مهربان را مورد اتهام قرار دهد. و بدين ترتيب فرشتگان را فريب داد و به همان طريق انسان را نيز فريب داد. او ايشان را وادار كرد تا به كلام خدا و احسان او شك كنند. بدليل عدالت و ابهت عظيم خداوند، شيطان ايشان را وادار كرد تا به او به عنوان خدايي سخت گير و بي رحم نگاه كنند. بدين ترتيب انسان را به سوي خود جلب كرد تا در گناه و عصيان بر عليه خداوند به او ملحق شود و سرانجام شب تاريك مصيبت بر جهان سايه افكند.AA 10.4

    جهان به خاطر درك و شناخت غلط از خداوند در تاريكي فرو رفت. براي اينكه اين سايه ي تاريك و غم انگيز روشن شود و براي اينكه جهان بار ديگر به سوي خدا بازگشت كند، قدرت فريبنده شيطان بايد در هم شكسته شود. اين كار نمي توانست با توسل به زور انجام شود زيرا استفاده از زور و قدرت با اساس حكومت خداوند مغاير است.AA 10.5

    او آرزومند خدمتي است كه از روي محبت انجام شود و محبت با اعمال سلطه، زور و قدرت حاصل نمي شود. تنها با محبت است كه محبت ديگران جلب مي شود. شناخت خدا يعني محبت به او و سيرت خدا بايد در تضاد با شخصيت شيطان آشكار شود. در تمامي كانئات فقط يك نفر مي توانست اين كار را انجام دهد.AA 10.6

    فقط او، كسي كه بلندي و عمق محبت خدا را مي شناخت ، مي توانست سيرت خدا را آشكار كند. بر شب تاريك اين جهان، خورشيد عدالت، كه ” بر بالهاي وي شفا خواهد بود ” ميبايستي طلوع كند. (ملاكي 4 آيه 2)AA 11.1

    نقشه نجات ما، نقشه اي نبود كه بعد از سقوط آدم طرح ريزي شده باشد، بلكه مكاشفه اي بود كه ” از ايام ازل مخفي داشته شده بود” (روميان 16 آيه 25) اين نقشه آشكار شدن اصولي بود كه از ايام ازل اساس حكومت خداوند را تشكيل مي داد. از همان آغاز، خداوند و مسيح از ارتداد شيطان و سقوط آدم كه به دليل قدرت فريبنده ي شيطان مرتكب گناه مي شد، اطلاع داشتند. خداوند وجود گناه را مقدر نكرده بود. اما وقوع آن را پيش بيني كرده و در مقابل عواقب هولناك ناشي از ارتكاب گناه اقدامات فوري را تدارك ديده بود. محبت او نسبت به جهان آنقدر عظيم بود كه عهد كرد پسر يگانه خود را بدهد تا ” هر كه به او ايمان آورد هلاك نگردد، بلكه حيات جاويدان يابد ” (يوحنا 3 آيه 16)AA 11.2

    شيطان گفته بود : “كرسي خود را بالاي ستارگان خدا خواهم افراشت..... و مثل حضرت اعلي خواهم شد.” (اشعياء 14 آيات 13 و 14) اما مسيح كه، ” هم ذات با خدا بود، از برابري با خدا به نفع خود بهره نجست، بلكه خود را خالي كرد و صورت غلام پذيرفته و به شباهت آدميان درآمد.” (فيليپيان 2 آيات 6 و 7)AA 11.3

    اين يك فداكاري داوطلبانه بود، عيسي مي توانست در كنار پدر بماند. او مي توانست جلال آسمان و احترام فرشتگان را حفظ كند. اما تصميم گرفت كه عصاي سلطنت را به دستان پدر بسپارد و از تخت پادشاهي كانئات به زير آيد تا نور را به تاريكي و حيات را به جهان در حال هلاكت بياورد.AA 11.4

    قريب دو هزار سال پيش صدايي پر رمز و راز از تخت پادشاهي خداوند در آسمان شنيده شد كه اعلام كرد ، “اينك مي آيم.” “قرباني و هديه را نخواستي، اما بدني براي من مهيا ساختي، از هداياي سوختني و قربانيهاي گناه خشنود نبودي، آنگاه گفتم: “اينك من خود مي آيم، تا اراده ي تو را اي خدا به جاي آورم.” (عبرانيان 10 آيات 5 تا 7) در اين آيات تحقق نقشه اي كه از ايام ازل مخفي نگاه داشته شده بود، اعلام مي شود. مسيح در آستانه ديدار از جهان ما و پوشيدن لباس جسم بود. او مي گويد: “بدني براي من مهيا ساختي.” اگر او با همان جلال و شكوهي كه در كنار پدر و قبل از آفرينش اين جهان داشت ظاهر مي شد، نمي توانستيم نور ظهور او را تحمل كنيم و براي اينكه جلال او را مشاهده كنيم و هلاك نگرديم، تجلي جلال او پوشانده شده بود.AA 11.5

    الوهيت او با انسانيت پوشيده شد و جلال ناديدني او در هيئت مرنی انساني قرار گرفت. اين هدف عظيم به صورت علائم و نمادهايي نشان داده شده بود. مسيح در بوته مشتعل به موسي ظاهر شد و خدا را مكاشفه كرد. نماد انتخاب شده براي معرفي ذات الوهيت بوته اي عادي بود كه ظاهرا هيچگونه جذبه اي نداشت.AA 12.1

    خدايي كه منبع بيكران فيض و رحمت است، جلال خود را به شكل فروتنانه ترين نمادي پوشانيدتا موسي بتواند به آن نگاه كند و زنده بماند. به همين طريق، خداوند در ستوني از ابر در روز و در ستوني از آتش در شب با قوم اسرائيل ارتباط برقرار كرد تا اراده ي خود را به ايشان آشكار كرده و فيض خود را به ايشان اعطا كند. و براي اينكه چشمان انساني فاني بتواند او را بنگرد،شكوه و عظمت خود را پوشانيد. بدين نحو مسيح مي بايستي در ” بدن حقير ما ظاهر مي شد و به شباهت انسان در آيد.” (فيليپيان 3 آيه 21)AA 12.2

    مسيح در نگاه جهانيان ، منظري نداشت كه ايشان مشتاق او باشند. اما او تجسم خدا و نور زمين و آسمان بود. جلال و عظمت او پنهان ماند تا كه به انسان رنج ديده و فريب خورده نزديك شود.AA 12.3

    خداوند از طريق موسي به اسرائيل امر فرمود كه ” به ايشان بگو، مذبحي براي من بسازند تا در ميان ايشان ساكن شوم.” (خروج 25 آيه 8) خداوند به اين طريق در مذبح و در ميان قوم خود ساكن شد. در خلال سرگرداني خسته كننده قوم اسرائيل در بيابان، نماد حضور خدا با ايشان بود. مسيح نيز بدين نحو خيمه خود را در ميان اردوي ما بر پا كرد. او خيمه خود را در كنار خيمه هاي انسانها بر پا كرد تا در ميان ما ساكن شود و ما را با سيرت و زندگي الهي خويش آشنا سازد.AA 12.4

    و “كلام، انسان خاكي شد و در ميان ما خيمه زد. و ما بر جلال او نگريستيم، جلالي در خور آن پسر يگانه كه از جانب پدر آمد، پر از فيض و راستي. (يوحنا 1 آيه 14)AA 12.5

    علت ظهور مسيح و ساكن شدن او در ميان ما، اين بود كه بدانيم خداوند با مشكلات و رنجهاي ما آشناست. تا تمامي پسران و دختران آدم درك كنند كه خالق هستي، دوست گناهكاران است . در تمام تعاليم فيض، در تمام وعده هاي شادي بخش، در هر عمل محبت آميز و در هر جاذبه ي الهي نشان داده شده در حيات منجي برروي زمين متوجه مي شويم كه “خدا با ماست”.AA 12.6

    شيطان شريعت محبت آميز خداوند را به عنوان احكام خود خواهانه معرفي مي كند. و اطاعت از دستورات آن را غير ممكن اعلام مي كند. او مسوليت گناه و سقوط والدين اوليه ما و تمامي مصائب حاصل از آن را به خالق جهان نسبت مي دهد. او افراد را وادار مي كند تا خدا را به چشم خدايي كه خالق گناه، رنج و مرگ است، نگاه كنند. عيسي آمد تا اين دروغ شيطان را افشاء كند. او همچون يكي از ما مي بايستي سرمشق اطاعت مي شد و به همين دليل، طبيعت ما را برخود گرفت و تجربيات ما را پشت سر گذاشت.” از همين رو لازم بود، از هر حيث همانند برادران خود شود.” (عبرانيان 12 آيه 17).AA 12.7

    اگر ما مجبور به تحمل تجربياتي مي شديم كه عيسي متحمل نشده بود، آنگاه شيطان با استفاده از اين موضوع مي توانست ادعا كند كه قدرت خداوند براي مقابله با وسوسه ها ناكافي بوده و ما نخواهيم توانست با استفاده از قدرت الهي در مقابل وسوسه ها بايستيم. از همين رو لازم بود كه عيسي، از هر حيث همچون ما وسوسه شود.” (عبرانيان 4 آيه 15).AA 13.1

    او با هر وسوسه اي كه ما در معرض آن قرار مي گيريم، مواجه شد و از همان قدرتي كه به رايگان به ما داده شده است، استفاده كرده و در مقابل وسوسه ها ايستاد. او به عنوان انسان با وسوسه ها روبرو شد و با قدرتي كه خدا به او داده بود، بر وسوسه ها پيروز شد. عيسي مي فرمايد: ” اي خداي من، اراده ي تو را بجا آوردم و احكام تو را در دل خود حفظ مي كنم. “(مزامير 40 آيه 8) هنگامي كه عيسي به اعمال نيكو پرداخت و همه كساني را كه از سوي شيطان رنج مي بردند، شفا مي داد، در همان حال ذات شريعت خداوند و اهميت عبادت و اطاعت از خدا را براي مردم آشكار مي كرد. زندگي او اثبات كرد كه براي ما نيز اطاعت كردن از احكام خداوند ممكن مي باشد.AA 13.2

    مسيح با انسانيت خويش به انسان خدمت كرد و با الوهيت خويش به حاكميت خداوند كاملا وفادار ماند. او به عنوان پسر انسان، درس اطاعت را به ما آموخت و به عنوان پسر خدا به ما قدرت مي بخشد تا از آن اطاعت كنيم. اين مسيح بود كه از ميان بوته مشتعل بر فراز كوه حوريب با موسي سخن گفته و اعلام كرد: “هستم، آن كه هستم.......... و به بني اسرائيل چنين بگو: هستم مرا نزد شما فرستاد.” (خروج 3 آيه 14).AA 13.3

    اين سخنان تضميني بود براي رهايي قوم اسرائيل به همين ترتيب هنگامي كه عيسي “به شباهت انسان” ظاهر شد، خود را “هستم” اعلام كرد. كودك بيت للحم، منجي متواضع و فروتن، خدا بود كه “در جسم ظاهر شد.” ( اول تيموتانوس 3 آيه 16) او به ما مي گويد: “من شبان نيكو هستم.” “من نان زنده هستم.” من راه و راستي و حيات هستم.” “تمامي قدرت در آسمان و بر زمين به من سپرده شده است.” (يوحنا 10 آيه 11- و 6 آيه 51- و 14 آيه 6- و متي 28 آيه 18).AA 13.4

    او به ما مي گويد: من ضامن تمام وعده هاي خدا هستم. ترسان مباشيد، زيرا “خداوند با ماست.” او ضامن رهايي ما از گناه و ضامن قدرت ما در اطاعت از احكام الهي است. مسيح با تن دادن به جسم انساني شخصيتي كاملا متضاد با شخصيت شيطان آشكار كرد او حتي در مسير خوار شدن قدمهاي متواضعانه تري برداشت و “چون در سيماي بشري يافت شد، خود را خوار ساخت و تا به مرگ، حتي به مرگ صليب مطيع گرديد.” (فيليپيان 2 آيه 8 )همانطوريكه كاهن اعظم جامه باشكوه كهانت را كنار گذاشته و با پوشيدن جامه سفيدي كه ويژه كاهنان عادي بود، انجام وظيفه مي كرد، به همين طريق مسيح صورت خادم به خود گرفت و قرباني گذراند. او هم كاهن بود و هم قرباني، به سبب تقصيرهاي ما مجروح و به سبب گناهان ما كوفته گرديد و تاديب سلامتي ما بروي قرار گرفت.” (اشعياء 53 آيه 5).AA 14.1

    مسيح به خاطر گناهان ما محكوم شد، در حالي كه درآن هيچ سهمي نداشت، تا ما به واسطه پارسايي او كه هيچ سهمي در آن نداشتيم، عادل شمرده شويم. او به خاطر حيات بخشيدن به ما، متحمل مرگي شد كه ما سزاوار آن بوديم.” به ضربهاي او شفا يافتيم.”AA 14.2

    مسيح با زندگي و مرگ خويش ، كاري عظيم تر از نجات انسان از ويراني و هلاكت گناه به انجام رساند. نقشه شيطان اين بود كه ميان خدا و انسان جدايي ابدي را موجب شود. اما انسان به واسطه او آنچنان به خدا نزديك مي شود كه گويي هرگز مرتكب گناه نشده است. منجي با برخود گرفتن طبيعت ما، خود را با رشته هاي ناگسستني محبت به بشريت پيوند مي زند. رشته اي كه هرگز گسسته نخواهد شد. او از ايام ازل با ما ارتباط داشت.” خدا جهان را آنقدر محبت كرد كه پسر يگانه خود را داد.” (يوحنا 3 آيه 16) او نه تنها پسر يگانه خود را داد تا گناهان ما را بر دوش بكشد و به عنوان قرباني ما بميرد، بلكه او را براي تمامي نسل گناهكار بشر داد. خداوند براي تضمين افكار صلح آميز و تغيير ناپذير خود به انسان پسر يگانه خود را داد تا به عضويت خانواده بشري در آيد و سيرت انساني خود را براي هميشه حفظ كند. اين تضميني است بر اينكه خداوند به وعده هايش عمل خواهد كرد.AA 14.3

    “زيرا كه براي ما ولدي زائيده و پسري به ما بخشيده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود.” خداوند در وجود پسرش، تمامي انسانيت را به فرزندي برگزيد و او را به بالاترين مقام آسمان رسانيد.AA 14.4

    اين “پسر انسان” است كه در تخت پادشاهي آسمان سهيم است. كسي كه نام او “عجيب، مشير، خداي قدير و پدر سرمدي و سرور سلامتي خوانده خواهد د.” (اشعيائ 9 آيه 6).AA 14.5

    و مسيح كسي كه گفت: “من هستم” به عنوان واسطه ميان انسان و خدا، دست خود را هم به سوي خدا و هم به سوي انسان دراز كرد. او كه “قدوس، بي عيب، پاك و جدا از گناهكاران” است. عار ندارد كه ما را برادر بخواند. (عبرانيان 7 آيه 26 — 2 آيه 11).AA 15.1

    در مسيح خانواده آسماني و خانواده زميني با يكديگر مرتبط مي شوند. مسيح جلال يافته برادر ماست و به واسطه او آسمان از سوي بشريت حرمت گذاشته مي شود و بشريت نيز در آغوش محبت بيكران قرار مي گيرد.AA 15.2

    خداوند در مورد قوم خود مي فرمايد: “آنان مانند جواهر تاج بر زمين او خواهند درخشيد. زيرا كه حسن و زيبايي او عظيم است.” (زكريا 9آيات 16 و 17) تعالي و سرافرازي نجات يافتگان گواه فيض و رحمت خدا خواهد بود. خدايي كه در عصر آينده “فيض غني و بي مانند خود را در عيساي مسيح و به واسطه مهرباني خود نسبت به ما نشان خواهد داد.” تا حكمت گوناگون خدا بر رياستها و قدرتهاي جايهاي آسماني آشكار شود......... و اين مطابق است با آن قصد ازلي خدا كه بدان در خداوند با مسيح عيسي جامه عمل پوشانيد.” (افسسيان 2 آيه 7- و 30 آيات 10 و 11)AA 15.3

    به واسطه كار نجات بخش مسيح عدالت ملكوت خدا آشكار و خداي قادر مطلق به عنوان خداي محبت اعلام مي شود. اتهامات دروغين شيطان و سيرت شريرانه او افشاء مي شود. او ديگر عصيان نخواهد كرد. و گناه نخواهد توانست به آسمان وارد شود و همگان در خلال عصرها از ارتداد مصون خواهند ماند. با ايثار و فداكاري محبت ساكنان زمين و آسمان با پيوندي ناگسستني به خالق خويش مرتبط مي شوند.AA 15.4

    كار نجات به اتمام خواهد رسيد. در جايي كه گناه فراوان است، فيض خدا بيشتر ديده مي شود. دنيايي كه شيطان آن را از آن خود مي داند، نه تنها بايد نجات يابد، بلكه ميبايستي سرافراز گردد. دنياي كوچك ما، زير بار لعنت گناه و تنها لكه تاريك در خلقت عالي و باشكوه خداوند، در ميان تمامي كانئات از همه سرافرازتر و محترم تر خواهد شد. در همين جهان جايي كه پسر خدا در خيمه بشري ساكن شد، جايي كه پادشاه جلال ، زيست، رنج كشيد و مرد، در همين جهان زماني او همه چيز را تازه خواهد ساخت، و خيمه خداوند در ميان انسانها خواهد بود. “و او در ميان ايشان ساكن خواهد شد و ايشان قوم او خواهند بود و خداوند با ايشان خواهد بود و خداي ايشان خواهد بود.” و در طول قرون و اعصار و تا انتهاي زمان هنگامي كه نجات يافتگان در نور حقيقت خداوند گام برمي دارند، او را براي هديه عالي و وصف ناپذير او حمد و سپاس خواهند گفت: نام او عمانوئيل “خدا با ماست”.AA 15.5

    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents