Loading...
Larger font
Smaller font
Copy
Print
Contents

پاتریاخها و انبیا

 - Contents
  • Results
  • Related
  • Featured
No results found for: "undefined".
  • Weighted Relevancy
  • Content Sequence
  • Relevancy
  • Earliest First
  • Latest First
    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents

    ۵۲ - “اعیاد سالانه”

    این بخش براساس لاویان باب 23 نوشته شده است. PA 489.1

    سه گردهم آیی سالانه وجود داشتند که اسرائیل در مکان مقدس به جهت پرستش در آنان شرکت می جست. (خروج ٢٣ : ١۴ — 16). برای مدتی شیلوه محل این گردهم آیی ها بود، لیکن در نهایت اورشلیم به مرکز پرستش ملی تبدیل گشت، و قبایل در این مکان جشنهای رسمی را برگزار می کردند.PA 489.2

    مردم در محاصره قبایل جنگجو و خشمگینی قرار داشتند که مشتاق تصرف زمینشان بودند؛ با این حال هر سال سه بار هر کسی که از پس طی این سفر بر می آمد و همه آنانی که به اندازه کافی توانایی بدنی داشتند، موظف بودند خانه هایشان را ترک کرده و در گردهمایی که در نزدیکی مرکز سرزمین برگزار می شد، حضور یابند. چه مانعی بر سر راه دشمنان آنان قرار داشت که نمی توانستند آن خانواده های بی دفاع را از برابر خود کنار زده، با آتش و شمشیر این مناطق را با خاک یکسان کنند؟ چه چیز می توانست از هجومی که اسرائیل را به اسارت دشمن بیگانه درآورد جلوگیری کند؟ “فرشته خداوند گرداگرد ترسانندگان او است؛ اردو زده، ایشان را می رهاند.” (مزامیر ٣۴ : ٧). هنگامی که اسرائیلیان به مراسم پرستش می رفتند، قدرت الهی از دشمنانشان جلوگیری می کرد. وعده خداوند این بود: “زیرا که امتها را از پیش روی تو خواهم راند، و حدود تو را وسیع خواهم گردانید. و هنگامی که در هر سه سال، سه مرتبه می آیی تا به حضور یهوه، خدای خود، حاضر شوی، هیچ کس زمین تو را طمع نخواهد کرد.” (خروج 34 : ٢۴).PA 489.3

    اولین عید از این مجموعه، فصح، جشن نان فطیر، در اَبیب، نخستین ماه سال یهودی، رخ می داد که مصادف است با پایان مارس و آغاز آوریل. سرمای زمستان سیری گشته بود، آخرین بارانها تمام شده بودند و همه طبیعت در تازگی و زیبایی بهاران مسرور بود. سبزه دره ها و تپه ها خرم بود، و همه جا گلهای وحشی زمین را روشن ساخته بودند. ماه، که اکنون به کامل شدن نزدیک می شد، روشنی بخش شبها بود. این فصلی بود که سراینده مقدس آن را به زیبایی به تصویر کشیده است:PA 489.4

    “اینک زمستان گذشته،
    و باران تمام شده و رفته است،
    گلها بر زمین ظاهر شده،
    و زمان الحان رسیده،
    و آواز فاخته در ولایت ما شنیده می شود،
    درخت انجیر میوه خود را می رساند،
    و مُوها گل آورده، رایحه خوش می دهد.” (غزلهای سلیمان ٢ : 11 — ١٣).
    PA 490.1

    در سرتاسر سرزمین، گروههای زائران راه خود را به سوی اورشلیم می پیمودند. شبانان از رمه هایشان، گاوچرانان از کوههایشان، ماهی گیران از دریای جلیل. دهقانان از کشتزارهایشان و پسران نبی ها از مدارس مقدس مذهبی شان، همه و همه راه برگرفته به جانب مکانی که حضور خداوند در آن آشکار شده بود، ره می سپردند. آنان در منزلگاه های نزدیک به هم سفر می کردند. زیرا بسیاری با پای پیاده طی طریق می نمودند. مردم دائما دسته دسته به کاروانها ملحق می شدند، و اغلب پیش از اینکه به شهر مقدس برسند، گروههای بزرگی را تشکیل می دادند.PA 490.2

    دلخوشی طبیعت شادی را در دل اسرائیل بیدار کرده، حمد و سپاس را به بخشنده همه خوبی ها نثار می کرد. مزامیر کبیر یهودیان به ترنم می آمدند و جلال و شکوه یهوه را ستایش می کردند. با نفیر شیپور خبر، که نوای سنجها همراهی شان می نمود، آوای همسریان شکرگزار با صدای صدها نفر به اوج می رسید: “شادمان می شدم چون به من می گفتند: به خانه خدا برویم!”PA 490.3

    “پایهای ما خواهد ایستاد،
    به اندرون دروازه های تو، ای اورشلیم ...
    که بدانجا قبایل بالا می روند، یعنی قبابل یاه، ...
    تا نام یهوه را تسبیح بخوانند ...
    برای سلامتی اورشلیم مسأت کنید:
    آنانی که تو را دوست می دارند، خجسته حال خواهند شد.” (مزامیر 122: 1 — 6).
    PA 490.4

    همین که پیرامون خود نیه هایی را می دیدند که در آن کفار بر حسب عادتشان در قربانگاه هایشان آتش می افروختند، بنی اسرائیل آواز سر می دادند: PA 490.5

    “چشمان خود را به سوی کوهها برمی افرازم،
    که از آنجا اعانت من می آید. اعانت من از جانب خداوند است.
    که آسمان و زمین را آفرید.” (مزامیر ١٢١ : ١ ، ٢).
    PA 490.6

    “آنانی که به خداوند توکل دارند،
    مثل کوه صهیون اند که جنبش نمی خورد و پایدار است تا ابدالآباد.
    کوهها گرداگرد اورشلیم است،
    و خداوند گرداگرد قوم خود،
    از الان و تا ابدالآباد است.” (مزامیر ١٢۵ : ١ ، 2).
    PA 491.1

    آنان که از تپه ها صعود می کردند تا منظره شهر را از دور دست بنگرند، با احترام و شگفتی به انبوه جمعیت ستایشگر رهسپار معبد، نگاه می کردند. دود بخوری را که از معبد برمی خواست می دیدند، و در حالی که شیپور لاویان را که مراسم مقدس را اعلام می نمود، می شنیدند، ملهم از لحظات روحانی می خواندند: PA 491.2

    خداوند بزرگ و بی زنهایت مجید،
    در شهر خدای ما و در کوه مقدس خویش.
    جمیل در بلندی اش و شادی تمامی جهان است،
    کوه صهیون،
    در جوانب شمال، قریه پادشاه عظیم.” (مزامیر ۴٨ : 1، 2).
    PA 491.3

    “سلامتی درباره های تو باشد،
    و رفاهیت، در قصرهای تو.”
    “دروازه های عدالت را بر من بگشایید!
    به آنها داخل شده، یاه را حمد خواهم گفت.”
    “نذر های خود را به خداوند ادا خواهم کرد،
    به حضور تمامی قوم وی،
    در صحن های خانه خداوند،
    در اندرون تو ای اورشلیم، هللویاه!” (مزامیر 122: 7؛ 118؛ ١٩ 116: 18، 19)
    PA 491.4

    درب تمام خانه های اورشلیم به روی زائران باز بود، و اتاقها رایگان در اختیار همه قرار می گرفتند؛ اما همه اینها برای این گردهم آیی بسنده نبود، پس چادرها در هر جای شهر که میسر بود و حتی برفراز تپه های پیرامون، برپا می شدند. PA 491.5

    در شامگاه چهاردهمین روز از ماه، عید فصح جشن گرفته می شد و این مراسم صمیمانه و شگفت انگیز یاد رهایی از اسارت در مصر را جشن گرفته، و به قربانی ای که برای رهایی از اسارت گناه نیاز بود، اشاره می نمود. زمامی که ناجی ما بر فراز صلیب جان باخت، اهمیت فصح کم رنگ شد، و فرمان خدا عشای ربانی را به عنوان یادبود همان واقعه که از جنس فصح بود، بنیاد نهاد. PA 491.6

    فصح تا هفت روز با نان فطیر جشن گرفته می شد. نخستین و هفتمین روز، روزهای گردهمایی مقدس بودند، یعنی زمانی که هیچ بردگی ای نباید صورت می گرفت. در دومین روز جشن، اولین میوه های نوبرانه به حضور خداوند پیشکش می شدند. جو اولین دانه خوراکی در فلسطین بود، و در آغاز مراسم جشن این محصول تازه در حال رسیدن بود. یک دسته از محصول توسط کاهن در برابر مذبح گره زده می شد تا اعلام گردد همه از آن او است. تا زمانی که این مراسم برگزار نمی شدند، هیچ محصولی برداشت نمی شد.PA 492.1

    پنجاه روز پس از اهدای میوه های نوبرانه، روز پنطیکلت می آمد، که جشن خرمن و جشن هفته ها نیز نامیده می شد. به عنوان ابراز شکرگزاری برای محصول غلات که به شکل خوراک آماده می شد، دو قرص نان که با خمیرمایه پخته شده بود، به حضور خداوند ارزانی می گشت. دامنه پنطکاست بیش از یک روز را در بر می گرفت که به مراسم مذهبی تخصیص می یافت. PA 492.2

    در هفتمین ماه، نوبت به جشن عید خیمه مقدس می رسید، که به جشن درو نیز شهرت داشت. این جشن برای بزرگداشت بخشندگی و کرامت خداوند در رابطه با محصولات باغها، زیتون و تاکستانها برگزار می گردید. این عید گل سرسبد همه مراسم و آیینهای سالانه به شمار می آمد. زمین بارآور شده بود، خرمنها درو شده بودند، میوه ها روغن و شراب انبار شده بودند، میوه های نوبرانه ذخیره شده بودند، و اکنون مردم به جهت سپاسگزاری و شکر خداوندی که بزرگوارانه برکتشان داده بود پیش می آمدند. این جشن می بایست به شکل وسیعی یک رخداد شادمانه باشد. تاریخ آن تنها یک روز پس از فدیه بود، یعنی زمانی که این اطمینان داده می شد دیگر شرارتهایشان یادآوری نمی گردد. آنان اکنون در مصالحه با خداوند پیش می آمدند تا به خوبی خداوند شهادت دهند و او را به دلیل رحمتش تجلیل نمایند. کار و تلاش درو به پایان رسیده بود و رپ کار سال آینده نیز هنوز آغاز نشده بود، مردم دلنگران چیزی نبودند، پس با آسودگی می توانستند خود را وقف‌ حال و هوای مقدس و شاد آن زمان دل انگیز نمایند. گرچه تنها پدران و پسران موظف، بودند در جشنها شرکت جویند، لیکن تا جایی که امکان داشت، خانواده ها نیر آنان را همراهی می نمودند و یا میهمان نوازی هایشان، به غلامان، لاویان، غریبه ها و مسکینان خوش آمد می گفتند.PA 492.3

    همچون فصح، این عید نیز به مناسبت یادبود رخدادی خاص برگزار می گردید به یاد زندگی دوران سرگردانی در بیابان، اکنون مودم می بایست خانه هایشان را ترک کرده، در خیمه گاهها یا کپرهای ساخته شده از شاخه های سبز “از جنس درخت نیکو” زندگی می کردند، یعنی “شاخه های درختان خرما و شاخه های درختان پر برگ و بیدهای نهر.” (لاویان ٢٣ : ۴٠ ، 42 ، 43).PA 493.1

    نخستین روز، گردهمایی مقدسی بود. و هشتمین روز نیز به هفت روز جشن اضافه میگردید که از همان قواعد تبعیت میکرد.PA 493.2

    در این گردهمایی های سالانه، قلب پیر و جوان در مراسم خداوند امیدوار می شد، در حالی که همدمی مردم از بخشهای گوناگون سرزمین، باعث تقویت پیوندهایی ما بین آنان با خداوند و نیز یکدیگر می گردید. برای مردم خداوند چه خوب می شد که در زمان حاضر جشن خیمه مقدس را بر پا کنند، برای بزرگداشت شادی بخش برکات خداوند به آنان. همچنان که بنی اسرائیل رهایی پدرامشان را که خداوند به آنان ارزانی داشته بود. جشن می گرفتند و حفاظت معجزه وار او از قوم را در طول سفرشان از مصر به یاد، می آوردند، ما نیز می بایست شاکرانه راههای بی شماری را که او برای خارج کردن ما از جهان و تاریکی اشتباهاتمان به سوی روشنایی ارزشمند فیض و حقیقتش طراحی نموده است، به خاطر داشته باشیم.PA 493.3

    برای آنانی که به دور از خیمه مقدس می زیستند، هر سال بیش از یک ماه طول می کشید تا خود را به محل جشنهای سالانه برسانند. این نمومه از خودگذشتگی، باید تأکیدی باشد بر اهمیت پرستش و عبادت دینی و غلبه بر علایق خودخواهانه و دنیوی ما نسبت به آنانی که روحانی و جاودان هستند. نادیده گرفتن امتیاز همدمی و معاشرت با یکدیگر در مراسم خداوند که موجب قوت قلب و امیدواریمان می گردد، سبب، می شود که خاطره یک اتفاق ناگوار را برای مدتها پیگیری کنیم. حقایق کلام او وضوح و اهمیت خود را در اندیشه ما از دست می دهند. قلبهایمان دیگر از نفوذ آمرزش بخش روشن و انگیخته نمی گردند، در نتیحه از نظر روحانی افول می کنیم. در مراوداتمان به عنوان مسیحی، به دلیل فقدان همدردی و یکدلی، خسارات زیادی را متحمل می شویم. آن شخص که خود را نسبت به خود می بندد، در جایگاهی که خداوند برایش در نظر گرفته قرار نمی گیرد. ما همگی فرزندان یک پدر هستیم و همگی برای احساس خوشبختی به یکدیگر وابسته ایم. حق خداوند و انسانیت بر گردن ما است. این پرورش شایسته عناصر اجتماعی ما است که ما را به همیاری و همدودی با برادرانمان ترغیب نموده، ما را در کسب خوشحالی در تلاشهایمان برای برکت دادن به دیگران توانا می سازد. PA 493.4

    جشن خیمه ها تنها برای بزرگداشت یک واقعه نبود، بلکه یک رویداد نمادین نیز به شمار می آمد. نه تنها به روزهای گذشته سرگردانی در بیابان اشاره داشت، بل، همچون جشن خرمن،جمع آوری محصول زمین را جشن می گرفت که اشاره به آینده و روز بزرگ جمع آوری محصول نهایی داشت، یعنی زمانی که خداوند خرمن، دروگرهایش را پیش می فرستد تا از یک سو علفهای هرز را دسته دسته برای فراهم آوردن آتش جمع کنند، و از سوی دیگر گندم را در سیلوهایش ذخیره سازند. در آن زمان شرور به کلی نابود خواهد شد. آنچنان که: “گویا هرگز نبوده اند.” (عُویَدیا 16). و هر صدایی که در جهان است با دیگران به جهت جلال خداوند با هم یکی می گردند. نگارنده مکاشفه این چنین می گوید: “سپس شنیدم هر مخلوقی که در آسمان و بر زمین و زیرزمین و در دریا است، با هرآنچه در آنها است، چنین می سرودند که ستایش و حرمت، و جلال و قدرت، تا ابد از آن تخت نشین و بره باد.” (مکاشفه ۵ : ١٣).PA 494.1

    در عید خیمه ها، اسرائیل خداوند را آنچنان جلال می داد که گویی محبت خداوند در رهایی شان از مصر و نیز مراقبت پر مهرش در خلال سالهای سرگردانی در بیابان را به یاد می آورند. آنان همچنین هشیارانه در حالی که مراسم روز فدیه به تازگی به پایان رسیده بود، آمرزش و پذیرش را جشن می گرفتند. اما هنگامی که فدیه شدگان خداوند که برای ابد از اسارت نفرین به سلامت در کنعان گردهم آمده اند، یعنی نفرینی که به واسطه آن: “ما می دانیم که تمام خلقت تا هم اکنون از دردی همچون درد زایمان می نالد.” (رومیان ٨ : ٢٢)، همه با شادی وصف ناپذیر و سرشار از جلال به شادی می پردازند. کار فدیه مسیح برای نژاد انسان آنگاه تکمیل خواهد گشت و گناهانمان برای ابد زدوده خواهد شد.PA 494.2

    “بیابان و زمین خشک شادمان خواهد شد،
    و صحرا به وجد آمده، مثل گل سرخ خواهد شکفت.
    شکوفه بسیار نموده، با شادمانی و ترنم شادمانی خواهد کرد.
    شوکت لبنان و زیبایی کرمَل و شارون،
    PA 494.3

    به آن عطا خواهد شد.
    جلال یهوه و زیبایی خدای ما را مشاهده خواهند نمود،”
    “آنگاه چشمان کوران باز خواهد شد،
    و گوشهای کران مفتوح خواهد گردید،
    آنگاه لنگان مثل غزال جست و خیز خواهند نمود،
    و زبان گنگ خواهد سرایید.
    زیرا که آبها در بیابان،
    و در نهرها در صحرا خواهد جوشید.
    و سراب به برکه،
    و مکانهای خشک به چشمه های آب مبدل خواهد گردید.
    ...
    و در آنجا شاهراهی و طریقی خواهد بود،
    و به طریق مقدس نامیده خواهد شد،
    و ناپاکان از آن عبور نخواهند کرد،
    بلکه آن به جهت ایشان خواهد بود.
    و هرکه سالک شود،
    اگرچه هم جاهل باشد،
    گمراه نخواهد گردید.”
    “شیری در آنجا نخواهد بود،
    و حیوان درنده ای بر آن نخواهد آمد،
    و در آنجا یافت نخواهد شد،
    بلکه ناجیان بر آن سالک خواهند گشت.
    و فدیه شدگان خداوند بازگشت نموده،
    با ترنم به صهیون خواهند آمد،
    و خوشی جاودانی بر سر ایشان خواهد بود.
    و شادمانی و خوشی را خواهند یافت،
    و غم و ناله فرار خواهند کرد.” (اشعیا 35: ١ ، ٢ ، ۵ — ١٠).
    PA 495.1

    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents