Loading...
Larger font
Smaller font
Copy
Print
Contents

نبرد عظیم

 - Contents
  • Results
  • Related
  • Featured
No results found for: "undefined".
  • Weighted Relevancy
  • Content Sequence
  • Relevancy
  • Earliest First
  • Latest First
    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents

    4—والدنسی ها

    در خ ال تیرگی که در دوران طولانی اقتدار پاپ ها دنیا را احاطه کرده بود امکان نداشت نور حقیقت کام اً خاموش گردد. در هر عصری شاهدانی برای خدا وجود داشتند، مردانی که ایمان به عیسی را بعنوان تنها میانجی بین خدا و انسان عزیز می داشتند و کتاب مقدس را به عنوان تنها قانون زندگی می دانستند و روز سبت حقیقی را تقدیس می نمودند. دنیا چقدر مدیون این مردان است، نسلهای آینده هرگز نخواهند دانست. آنها را مرتد قلمداد کردند و انگیزه های آنها را تکذیب نمودند و سیرت آنها را لجن مال کرده نوشته های آنها را ممنوع نموده، سوء تفسیر کردند و یا از بین بردند. با وجود این ثابت ماندند و در طول تاریخ ایمانشان را به عنوان میراثی مقدس برای نسل های آینده نگهداشتند.NA 61.1

    تاریخ قوم خدا در میان عصر ظلمت که در ادامه اقتدار پاپ ها بوجود آمد در آسمان ثبت گردیده ولی جایی در گزارشات انسانی ندارد. اثرات معدودی بجز در اتهامات جفا رسانندگان یافت نمی شود. خط مشی روم بر این قرار بود که هر نوع اثر عدم توافق نسبت به تعالیم یا دستورات خود را از بین ببرد. هر نوع بدعت چه در وجود افراد یا نوشته ها باید نابود می شد. اظهار شک یا سؤال در مورد اقتدار عقاید دینی پاپ ها به قیمت جان اشخاص تمام میشد، چه فقیر یا غنی، از طبقات بالا یا پایین. روم همچنین ت اش کرد سابقه بی رحمی هایش را بر علیه مخالفان از بین ببرد. شوراهای پاپ ها دستور صادر نمودند که کتاب ها و نوشته های در بردارنده چنین اسنادی باید سوخته شوند. قبل از اختراع صنعت چاپ، کتابهای معدودی وجود داشتند و نگهداری آنها نیز دشوار بود؛ به همین دلیل چیزی نمی توانست مانع اجرای مقاصد دست نشاندگان روم گردد.NA 61.2

    کلیسایی در حیطه اقتدار پاپ ها باقی نماند که در لذت از آزادی وجدان بی مداخله باقی بماند. به محض دست یافتن به قدرت دست دراز می کرد تا همه مخالفین سلطه اش را از بین ببرد و کلیساها یکی پس از دیگری تسلیم سلطه اش شدند.NA 62.1

    در بریتانیای کبیر مسیحیت بکر خیلی وقت پیش ریشه دوانده بود. انجیل پذیرفته شده توسط اهالی بریتانیا در آن زمان هنوز از ارتداد روم فاسد نشده بود. جفا بدست امپراطورهای بت پرست که حتی به این سرزمین های دور افتاده رسید تنها هدیه ای بود که کلیساهای اولیه بریتانیا از روم دریافت کردند. تعداد زیادی از مسیحیان برای فرار از جفا در انگلستان در اسکاتلند پناهگاهی یافتند و از آنجا حقیقت به ایرلند راه یافت و در تمام این کشورها به خرسندی پذیرفته شد.NA 62.2

    زمانی که ساکسون ها به بریتانیا حمله ور شدند، بت پرستی قدرت را بدست آورد. فاتحان از اینکه از برده گانشان تعلیم بیابند اکراه داشتند و مسیحیان مجبور شدند به کوه ها و دشت های بایر پناه ببرند. ولی شعله حقیقت که مدتی پوشیده مانده بود به سوختن ادامه داد. یک قرن بعد در اسکاتلند با چنان درخشندگی نور افشانی کرد که به سرزمین های دور دست هم رسید. کلمبیای پارسا و همکارانش از ایرلند آمدند و ایمانداران پراکنده در جزیره تک افتاده آیونا را دور خود جمع کردند و آنرا مرکز فعالیت های بشارتی نمودند. در میان این مبشرین کسی بود که روز سبت کتاب مقدس را حفظ می کرد و بدین ترتیب این حقیقت در میان مردم اشاعه یافت. در آیونا مدرسه ای تأسیس شد که از آن مبشرین نه فقط به اسکاتلند و انگلستان بلکه به آلمان و سوئیس و حتی ایتالیا رفتند.NA 62.3

    ولی روم چشمانش را به انگلستان دوخته بود و مصمم بود آنرا تحت سیطره خود درآورد. در قرن ششم مبلغین اش ایمان آوردن ساکسون های بت پرست را به عهده گرفتند. بربرهای مغرور آنها را با مرحمت پذیرفتند و هزاران نفر از آنها را وادار کردند که ایمان روم را بپذیرند. در حال پیشرفت کارشان رهبران پیرو پاپ ها و نوایمانان با مسیحیان اصلی مواجه شدند، تضاد چشمگیری نمایان گشت. مسیحیان اصلی ساده و متواضع و در سلوک و تعالیم پیرو کتاب مقدس بودند در حالیکه از دست نشاندگان پاپ ها اعتقاد به خرافات، تجمل و نِخوت نمایان بود. نماینده روم مطالبه کرد که این کلیساهای مسیحی اقتدار پاپ والا مرتبه را تصدیق نمایند. اهالی بریتانیا با تواضع جواب دادند که علاقمندند همه مردم را دوست داشته باشند ولی پاپ سزاوار برتری بر کلیسا نیست و آنها قادرند همان تبعیتی را که به هر پیرو مسیح مدیون هستند به پاپ نیز نشان دهند. به دفعات سعی شد وفاداری آنها را به روم کسب کنند ولی این مسیحیان متواضع متعجب از غرور نمایندگان روم صبورانه جواب دادند که سروری جز مسیح نمی شناسند. اکنون روح حقیقی پاپ ها بظهور رسید. نماینده روم گفت: « اگر شما برادرانی که برای شما صلح آورده اند را نپذیرید، دشمنانی را بدست خواهید آورد که برایتان جنگ به ارمغان خواهند آورد؛ و اگر برای نشان دادن راه حیات به ساکسون ها با ما متحد نشوید ضربه مرگ را از آنها دریافت خواهید کرد. » این تهدیدات بیهوده نبود. جنگ، دسیسه و فریب بر ضد این شاهدان 1 J. H. Merle D’Aubigne’, History of the Reformation of the Sixteenth Century, b. 17, ch.2. ایمان بر پایه کتاب مقدس بکار برده شد تا اینکه کلیساهای بریتانیا نابود شدند و یا مجبور به تسلیم به اقتدار پاپ ها گشتند.NA 62.4

    در سرزمین های خارج از قلمرو روم برای قرن های بسیار اجتماعاتی از مسیحیان وجود داشتند که تقریباً بطور کامل از فساد پاپ ها بدور ماندند. آنها توسط بت پرستان احاطه شده بودند و با گذشت زمان تحت تأثیر خطاهای آنان قرار گرفتند؛ ولی کماکان کتاب مقدس را به عنوان تنها پایه ایمان می پذیرفتند و بسیاری از حقایق آن را پیروی می کردند. این مسیحیان به جاودانگی احکام خدا اعتقاد داشتند و روز سبت، حکم چهارم را تقدیس میکردند. کلیساهایی که مقید به این ایمان بودند و به آن ممارست می کردند در آفریقای مرکزی و در میان ارامنه آسیا حضور داشتند.NA 63.1

    اما بین کسانی که در برابر تجاوزهای قدرت پاپ ها مقاومت کردند، والدنسیها جزو مقاوم ترینها بودند. در سرزمینی که پاپ ستایی جایگاه خود را برقرار کرده بود همانجا با تعالیم غلط و فساد آن، با ثبات و پایداری بی مانندی مقاومت شد. برای قرن ها کلیساهای بیدمونت استقلال خود را حفظ کردند، ولی بالاخره زمانی رسید که روم به تسلیم آنها اصرار ورزید. پس از تق ی بی ا اثر بر ضد استبداد ظالمانه آن رهبران این کلیساها با بی میلی اقتدار قدرتی راNA 63.2

    شناختند که ظاهراً تمام دنیا تبعیت از آنرا پذیرفته بود. ولی عده ای بودند که از تسلیم شدن به اقتدار پاپ و یا اسقفها امتناع می ورزیدند. آنها مصمم به حفظ وفاداری شان به خدا و پاکی و سادگی ایمان شان بودند. یک جدایی اتفاق افتاد. آنهایی که تصمیم گرفتند از ایمان قدیمیشان پیروی کنند کنار کشیدند. بعضی ها وطن خود کوههای آلپ را ترک نموده و پرچم حقیقت را در کشورهای دیگر برافراشتند و دیگران به قلعه ها و درههای تنگ کوه ها پناه بردند و در آنجا آزادی خود را در پرستش خدا حفظ نمودند.NA 64.1

    ایمانی که برای قرنها توسط مسیحیان والدنسی حفظ شده و تعلیم داده شده بود در تضاد قابل ملاحظه ای با تعالیم غلط ارائه شده توسط روم بود. باورهای دینی آنها بر کلام نگاشته شده خدا که سیستم صحیح مسیحیت بود بنا شده بود. ولی این دهقانان متواضع در پناهگاه های گمنام جدا شده از دنیا و گرفتار با کار روزانه، گله ها و تاکستانهای خود به دست خویش حقایقی که در مخالفت با تعالیم و بدعت های کلیسای مرتد بود نیافته بودند. ایمان آنها نویافته نبود. باورهای دینی شان ارثیه ای بود که از پدران خود بدست آورده بودند. آنها قانع به ایمان کلیسای رسولان بودند، « ایمانی که به مقدسین سپرده شد. »رساله یهودا آیه « .۳ آنها کلیسای ساکن در بیابان بودند » و نه سیستم مغروری که در پایتخت بزرگ دنیا بر تخت نشسته بود. آنها کلیسای حقیقی مسیح بودند، نگهبانان گنج حقیقت که خدا به قوم خود سپرده بود تا آنرا به دنیا اب غ کنند. اNA 64.2

    در میان علل اصلی که باعث جدایی کلیسای حقیقی از روم شده بود یکینفرت روم نسبت به روز سبتِ کتاب مقدس بود. طبق پیشگویی نبوت قدرت پاپ ها حقیقت را به زمین انداخت؛ و احکام خدا در غبار لگدمال شد در حالیکه سنت و رسوم مردم اعت یافت. کلیساهایی که تحت حکومت پاپ ا ها قرار گرفتند مجبور به پذیرش یکشنبه به عنوان روز مقدس شدند. در میان خطاها و خرافات متدوال عده ای از قوم صادق خدا چنان گیج و مبهوت شدند که در حالی که روز سبت را حفظ می کردند از کار کردن در روز یکشنبه نیز خودداری میکردند. ولی این امر رهبران سیستم پاپ ها را راضی نمیکرد. آنها اصرار داشتند که نه فقط یکشنبه تقدیس شود بلکه به روز شنبه بی حرمتی شود؛ و با زبانی بسیار قوی کسانی را که شهامت حرمت گذاشتن به روز شنبه را داشتند سرزنش کردند. فقط با فرار از قدرت روم بود که فرد می توانست احکام الهی را در صلح و صفا اطاعت کند. )به ضمیمه مراجعه کنید.(NA 64.3

    والدنسی ها اولین قوم مردم اروپا بودند که ترجمه کتب مقدس را بدست آوردند. )به ضمیمه مراجعه کنید.( صدها سال قبل از اصلاحات کتاب مقدس، دست نوشته به زبان خود را داشتند. آنها حقیقت را دست نخورده داشتند این موضوع موجب شد تا آنها مورد نفرت و جفا قرار بگیرند. آنها کلیسای روم را بابل مرتد اشاره شده در مکاشفه اع م کردند و به قیمت ا جانشان به مقاومت بر ضد فساد آن ایستادند. در حالی که تحت فشار جفا و آزار مداوم بودند بعضی از آنها با ناراحتی سازش کردند و به تدریج و کم کم تسلیم اصول مشخص آن شدند ولی دیگران به حقیقت متمسک بودند. در خ ل دوران تاریکی و ارتداد، والدنسی هایی بودند که سلطه روم ا را انکار نمودند و از پرستش تصاویر بعنوان بت پرستی امتناع کردند و روز سبت را تقدیس نمودند. تحت شدیدترین طوفان های مخالفت، ایمانشان را حفظ نمودند. گرچه مضروب از نیزه اهالی ساوی )منطقه ای در جنوب ایتالیا( یا سوخته شده بر دسته هیزم بودند ولی بدون جاخوردن برای احکام خدا و احترام به او پا برجا ایستادند.NA 65.1

    در پس برج و باروی کوه ها، پناهگاه جفایافتگان و ستمدیدگانِ همه اعصار، والدنسی ها مخفیگاه پیدا کردند. در اینجا نور حقیقت در میان تاریکی قرون وسطی روشن نگه داشته شد. اینجا برای هزار سال شاهدانی برای حقیقت، ایمان قدیمی را حفظ نمودند. NA 65.2

    خدا برای قوم خود معبد باشکوه هیبت آوری مناسب با حقایق پر قدرتی که به اعتماد آنها سپرده شده بود تهیه دیده بود. برای این تبعیدشدگان کوهها الگویی از عدالت تغییرناپذیر یهوه بودند. آنها توجه کودکانشان را به کوه های برافراشته و تغییرناپذیر بالای سرشان جلب نموده و در رابطه با کسی صحبت میکردند که در او نه تغییری بوجود می آید و نه سایه بی ثباتی دیده می شود و اینکه کلامش به مانند کوه های ثابت تا به ابد پا برجا خواهد ماند. خدا کوهها را مستقر نموده و به قدرت تجهیز کرده است؛ هیچ بازویی به جز بازوی خدا قدرت جابجایی آنها را ندارد. به همان شکل او احکام خود را که بنیاد حکومتش در آسمان و بر روی زمین هستند پایه گذاری کرده است. بازوی انسان ممکن است به همنوعش برسد و او را نابود کند؛ ولی آن بازو نمی تواند به آسانی کوه ها را ریشه کن کرده به دریا بیافکند و نمی تواند حکمی از احکام یهوه را تغییر دهد و یا یکی از وعده های او را برای کسانی که اراده او را بجا می آورند محو سازد. در وفاداری به احکام او، خادمین خدا باید چون کوه ها تغییرناپذیر باشند.NA 65.3

    کوه هایی که دره های پایینی را احاطه کرده بودند شاهد همیشگی برای قدرت خ قِ خدا و اطمینان پایداری از توجه محافظت کننده او بودند. ا زائرین یاد گرفتند رمز صامت حضور یهوه را دوست داشته باشند؛ هرگز برای سرنوشت پرمشقت شان لب به شکایت نگشودند؛ آنها هرگز در سکوت کوه ها احساس تنهایی نکردند. آنها خدا را شکرگزار بودند که از دست بی رحمی و غضب انسانها پناهگاهی برای ایشان فراهم نموده است. آنها برای آزادی پرستش در حضور خداوند شادی مینمودند. اغلب زمانیکه دشمنان آنها را تعقیب می کردند، قدرت کوه ها دفاعی مطمئن در اختیار ایشان می گذاشت. از تعداد زیادی از قلعه های مرتفع سرود حمد سرائیدند و لشکریان روم نمی توانستند سرود شکرگزاری آنها را ساکت کنند.NA 66.1

    تقوا و دینداری این پیروان مسیح بی آلایش، ساده و خالصانه بود. اصول حقیقت را ارزشی بیشتر از خانه، ام ک، دوستان، اقوام و حتی جان قائل می ا شدند. این اصول را آنها به جدیت سعی کردند بر قلب کوچکترها بنشانند. جوانان از سن کودکی از کتب مقدس تعلیم می یافتند و تکریم خواسته های احکام خدا را می آموختند. نسخه های کتاب مقدس معدود بودند؛ بنابراین کلمات ارزشمند آن به حافظه سپرده می شدند. عده زیادی می توانستند بخش های بزرگی از عهد قدیم و عهد جدید را از حفظ بخوانند. اندیشه های راجع به خدا با صحنه های زیبای طبیعت و برکات زندگی روزانه مقایسه می شدند. بچههای کوچک یاد گرفتند با قدردانی به خدا بعنوان دهنده آسایش و تمامی عطایا بنگرند.NA 66.2

    والدین با مهربانی و حکیمانه فرزندانشان را دوست داشتند تا آنها را به ناپرهیزی عادت ندهند. بر سر راه شان زندگی مشقت بار و شاید شهادت در پیش بود. از دوران کودکی تربیت شده بودند تا متحمل سختی شوند به بازرسی تن دهند و با وجود آن مستقل برای خود فکر و عمل کنند. خیلی زود تعلیم می یافتند که مسئولیت پذیر باشند، در گفتار محتاط باشند و حکمت سکوت را فراگیرند. یک کلمه بی احتیاط در برابر دشمنان ممکن بود نه فقط جان گوینده را به خطر بیاندازد بلکه جان صدها نفر از برادران او را؛ زیرا همچون گرگ های در پی صید، دشمنان حقیقت در پی کسانی بودند که شهامت داشتند و مدعی آزادی ایمان دینی بودند.NA 66.3

    والدنسی ها کامیابی و موفقیت در دنیا را فدای حقیقت نموده بودند و با صبری راسخ برای نان روزانه زحمت می کشیدند. هر قطعه زمین قابل کشت در منطقه کوهستان بدقت آماده شده بود؛ دشت و دامنه کمتر حاصلخیز کوه ها برای محصول بیشتر آماده شده بودند. صرفه جویی و تواضع سخت، بخشی از آموزشی بود که فرزندان به عنوان تنها میراث خود دریافت کردند. آنها تعلیم یافتند که خدا زندگی را با نظم و انضباط طرح ریزی نموده است و اینکه احتیاجات آنها فقط از طریق فعالیت شخصی و دوراندیشی، توجه و ایمان برآورده می شود. فرآیندی خسته کننده و پر زحمت بود ولی سالم و بی خطر، عیناً همان چیزی که انسان در حالت ساقط در گناه خویش احتیاج دارد، مدرسه ای که خدا برای تربیت و رشد انسان تهیه دیده است. در حالیکه جوانان به انجام کار پر زحمت و سخت راهنمایی شدند رشد ذهنی نادیده گرفته نشد. آنها آموختند که همه این قدرتها به خدا تعلق دارد و همه امکانات برای خدمتش می باید بهبود بیابد.NA 67.1

    کلیساهای وودوا در پاکی و سادگی شبیه کلیسای دوران رسولان بودند. 2Vaudois ساکنین منطقه ای در سوئیس اقتدار پاپها و اسقف ها را نپذیرفته، کتاب مقدس را چون تنها مرجع نهایی و مصون از خطا می دانستند. شبانان ایشان برخ ف کشیش های ارباب ا منشانه کلیسای روم از نمونه استادشان عیسی پیروی می نمودند، که « آمد نه اینکه مورد خدمت قرار بگیرد بلکه تا خدمت کند. » آنها گله خدا را خوراک می دادند و به چراگاه های سبز و چشمه های زنده کلام مقدس او هدایت می نمودند. مردم دور از یادبودهای غرور و تجمل انسانی جمع می شدند نه در کلیساهای مجلل یا کاتدرال های عظیم بلکه زیر سایه کوه ها در درّه های 3Chathedrals. رشته کوه های آلپ و یا اینکه در زمان خطر در سنگر صخره ها برای شنیدن کلام حقیقت از خدمت گزاران مسیح. شبانان نه فقط انجیل را موعظه میکردند بلکه بیماران را ملاقات مینمودند، بچه ها را تعلیم میدادند، خطاکاران را پند و اندرز میدادند و برای حل اختلافات زحمت میکشیدند و در توسعه هماهنگی و محبت برادرانه فعالیت داشتند. در ایام صلح و صفا توسط هدیههای اختیاری مردم، رفع احتیاج می نمودند؛ ولی مانند پولس خیمه دوز هر یک حرفه یا تجارتی را می آموختند تا در صورت نیاز مالی توسط آن احتیاج خود را برآورده کنند.NA 67.2

    جوانان از شبانان خود تعلیم می گرفتند. با اینکه به رشته های مختلف مطالعات عمومی توجه می شد، کتاب مقدس بعنوان موضوع اساسی مطالعات قرار می گرفت. اناجیل متی، یوحنا و تعدادی از رساله ها به حافظه سپرده می شدند. آنها برای نسخه برداری کتب مقدس نیز بکار گرفته می شدند. بعضی از نسخه های نوشته شده شامل تمام کتاب مقدس بود و برخی دیگر بخش های کوتاهی از کتب مقدس که تفسیرهای ساده ای از کسانی که قادر به توضیح کتب مقدس بودند اضافه می شد. این چنین بود که گنجینه های حقیقت که برای مدت طولانی توسط کسانی که سعی بر اعت ی خود برتر از خدا را داشتند مخفی شده بود آشکار می گشت. اNA 68.1

    با فعالیت صبورانه و خستگی ناپذیر و گاهی در غارهای تاریک و عمیق و زیر نور مشعل ها، کتب مقدس آیه به آیه و فصل به فصل نوشته می شد. بدین ترتیب کار ادامه یافت و اراده مکشوف خدا چون ط ی مصفا، چقدر روشن تر ا و درخشانتر و قدرتمندتر به دلیل سختی هایی که به خاطر آن متحمل می شدند ارائه میگشت، فقط کسانی می توانستند آنرا درک کنند که مشغول این کار بودند. فرشتگان آسمان این خادمین وفادار را احاطه کرده بودند.NA 68.2

    شیطان کاهنان و اسقف های تابع پاپ ها را وادار کرده بود تا کلام حقیقت را زیر زباله ای از تعالیم دروغ، بدعت و خرافات پنهان کنند؛ ولی کلام به نحوی بسیار شکوهمند در میان تمام قرون ظلمت بدون دست خوردگی حفظ شده بود. این کلام نه تأییدیه انسان، بلکه مُهر خدا را داشت. انسان ها به شکل خستگی ناپذیر در فعالیت هایشان سعی کرده اند معانی ساده و واضح کتب مقدس را پیچیده و مبهم کنند و آن را مخالف شهادت خود کتاب درآورند؛ ولی کلام خدا مانند کشتی نوح شناور بر امواج متلاطم تهدیدکننده به نابودی دوام آورده است. همانند معادن ط و نقره که رگه های سختی آن زیر قشر ا سطحی مخفی می ماند، کسانی که مایلند به این خزانه ارزشمند دست بیابند باید حفر کنند، کتب مقدس گنجینه ای از حقایق را در بر دارند که فقط برای جستجوگران جدی، متواضع و مصّر در دعا آشکار میشود. خدا کتاب مقدس را چون کتاب درسی برای تمام جامعه بشری اعم از کودکان، جوانان و بالغین طرح نمود تا در تمام اعصار مطالعه شود. او کلامش را بعنوان مکاشفه ای از خود به انسان داد. هر حقیقت فراگرفته شده، اکتشاف جدیدی از سیرت نویسنده اش خداست. مطالعه کلام خدا وسیله طرح شده از طرف اوست که انسان ها را به رابطه نزدیکتر با خالق شان بکشاند و دانش واقعی تری از اراده او را به آنها بدهد. این وسیله ارتباطی است بین خدا و انسان. NA 68.3

    در حالیکه والدنسی ها ترس از خداوند را ابتدای حکمت می دانستند آنها نسبت به اهمیت تماس با دنیا و دانش راجع به انسان ها و زندگی فعال برای توسعه قدرت ذهنی و احیای قدرت ادراک غافل نبودند. تعدادی از جوانان از مدرسه کوهستانی شان به مؤسسات تحصیلی در شهرهای فرانسه و ایتالیا جاهایی که رشته های گسترده تری برای مطالعه، تفکر و بررسی در مقایسه با مدارس کوهستان آلپ داشتند فرستاده شدند. این جوانان در معرض وسوسه ها قرار گرفتند و شاهد شرارت بودند و با گماشته های مکار شیطان مواجه شدند که زیرک ترین بدعت ها و خطرناک ترین خدعه ها را به ایشان عرضه کردند. تعلیم و تربیت آنها از کوچکی به نحوی بود که آنها را آماده همه این چیزها بکند.NA 69.1

    در مدارسی که رفتند نمی باید کسی را بعنوان محرم انتخاب کنند. لباس شان به ترتیبی تهیه شده بود که بتوانند عظیم ترین گنج شان که نسخه های خطی نفیس کتب مقدس بود را در خود مخفی کند. این نسخه ها که دسترنج ماه ها و سال ها کار بودند را با خود حمل می کردند و هرگاه می توانستند بدون برانگیختن سوء ظن با احتیاط بخشی از آنها را در اختیار کسانی که قلبشان برای دریافت حقیقت باز بود می گذاشتند. جوانان والدنسی از آغوش مادرشان برای این هدف تربیت شده بودند؛ آنها وظیفه شان را بخوبی می فهمیدند و آنرا وفادارانه انجام می دادند. پیروان حقیقت را در این مؤسسات آموزشی بدست می آوردند و به دفعات اصول آن تمام مدرسه را تحت تأثیر قرار می داد. با آن وجود رهبران پاپ ها نمی توانستند با دقیق ترین تجسسات به منشاء این به اصط ح تأثیر بدعت فاسدکننده دست بیابند. اNA 69.2

    روح مسیح روح بشارت است. اولین حس تحرک در قلب تازه متولد شده، هدایت دیگران به سوی نجات دهنده است. روح مسیحیان وودوا این چنین بود. آنها حس کردند که خدا انتظاری بیشتر از حفظ حقیقت پاک در کلیساهایشان دارد؛ مسئولیت جدی داشتند که بگذارند نورشان به کسانی بتابد که در تاریکی بسر می برند؛ با قدرت عظیم کلام خدا ت ش کردند اسارتی ا را که روم بوجود آورده بود درهم بشکنند. خادمین وودوا بعنوان مبلغین تعلیم دیده بودند، هر کسی که انتظار داشت به خدمت واعظ دینی وارد شود می باید تجربه بشارت بدست بیاورد. بنا بود هر یک قبل از اینکه به عنوان شبان کلیسای محلی خدمت نماید به مدت سه سال در یک سرزمین بشارتی خدمت کنند. این خدمتِ حاکی از انکار نفس و از خود گذشتگی، مقدمه ای مناسب برای زندگی شبان بود در اوقاتی که روح انسان را آزمایش مینمود. جوانانی که برای این مقام مقدس دست گذاری می شدند امکان جمع آوری مال و زندگی پرشکوه را در برابر خودشان نمی دیدند بلکه زندگی پر زحمت و خطرناک و حتی امکان شهادت. مبلغین دو به دو به مأموریت می رفتند همانطوری که عیسی شاگردان را می فرستاد. هر جوانی را معمولاً شخصی مسن تر و باتجربه تر همراهی می کرد و جوان تحت ارشاد همکار خود قرار می گرفت و مسئول آموزش او بود و جوان می بایست جویای آموزش آزاد نیز می بود. این همکاران همیشه با هم نبودند ولی اغلب برای مشورت و دعا ملاقات هایی داشتند و بدین ترتیب یکدیگر را در ایمان تقویت می کردند.NA 69.3

    افشا کردن هدف مأموریت آنها شکست شان را حتمی می نمود، از اینرو بدقت هویت واقعی خود را پنهان می کردند. هر مبشر اطلاعاتی راجع به حرفه یا شغلی داشت و مبشرین کارشان را تحت پوشش شغل غیردینی انجام می دادند. آنها معمولاً شغل تجارت یا دست فروشی را انتخاب میکردند. « آنها ابریشم، جواهرات و اجناس دیگر را که به جز در فروشگاه های دوردست در آن زمان به راحتی قابل خریداری نبودند میفروختند و به عنوان بازرگان پذیرفته می شدند در حالیکه به عنوان مبشر پذیرفته نمی شدند. 4J. A. Wylie The History of Protestanism, 3 Vols, Cassell petter and Galpin, London 1874-1877, b.1, Ch. 7. » آنها پیوسته نزد خدا برای حکمت آسمانی دعا می کردند تا گنجی را که گرانبهاتر از ط و جواهرات بود به مردم عرضه کنند. آنها مخفیانه نسخههای ا کامل کتاب مقدس یا بخش هایی از آن را هرگاه فرصتی پیش می آمد به مشتری ها خود عرضه می نمودند و اغلب بخشی را به خشنودی به کسانی میدادند که مشتاق داشتن آن بودند.NA 70.1

    کار این مبشرین در دشت ها و دره های و بر کوه پایه ها شروع شد، ولی خیلی فراتر از این حدود ادامه یافت. با پاهای برهنه و لباس های نیمه فرسوده همانند استادشان، به شهرهای بزرگ و به سرزمین های دوردست راه یافتند. همه جا بذر نیکو را پراکندند. پشت سرشان کلیساها بوجود آمدند و خون شهدا برای حقیقت شهادت داد. روز خداوند محصول قابل ملاحظه ای را در نتیجه کار این مردان وفادار نشان خواهد داد. تحت پوشش و سکوت، کلام خدا در سرتاسر سرزمین مسیحی راه مییافت و در قلب ها و خانههای مردم مورد پذیرایی گرم قرار میگرفت.NA 70.2

    برای والدنسی ها کلام خدا صرفاً تاریخچه معامله خدا با نوع بشر در گذشته، مکاشفه و مسئولیت ها و وظایف زمان حال نبود بلکه مکاشفه خطرات و تجلیل های آینده. آنها معتقد بودند که انتهای همه چیز زیاد دور نیست و در حالیکه کتاب مقدس را با دعا و اشک ریزان مطالعه می کردند عمیقاً تحت تأثیر حقایق آن قرار می گرفتند و شناساندن حقایق نجات دهنده آن را به دیگران وظیفه خود می دانستند. آنها نقشه نجات را به وضوح در صفحات آن دیدند و در ایمان مسیح تسلی، ایمان و آرامی یافتند. وقتیکه نور، دراک آنها را روشن نمود و قلب آنها را خشنود ساخت، اشتیاق یافتند تا اشعه آن را به قلب کسانی بتابانند که در تاریکی تعالیم دروغ پاپها زندگی می کردند.NA 71.1

    آنها دیدند که تحت هدایت پاپ ها و کشیش ها بسیاری سعی می کردند با عذاب دادن جسم شان آمرزش را برای گناهان روحشان بدست آورند. آنها تعلیم یافته بودند که برای نجات خود به اعمال خوبشان متکی شوند، از اینرو توجه شان دائماً متمرکز به طبیعت گناه آلودشان بود و خود را هدف غضب خدا می دیدند، ولی با عذاب دادن جسم و روح آرامشی نمی یافتند. به این ترتیب افراد باوجدان خود را در بند تعالیم روم می یافتند. افراد زیادی دوستان و اقوام خود را ترک نموده در صومعه ها زندگیشان را سپری می کردند. با روزه گیری های مکرر و تازیانه خوردنها، شب زنده داری ها یا در حالت سجده برای ساعات طولانی در کف نمناک و سرد سنگفرش دخمه هایشان، با زیارت های طولانی، ریاضت تحقیرآمیز و شکنجه هراس آور عده بیشماری سعی کردند آرامش و راحتی وجدان بدست آورند. پریشان از احساس گنهکاری و نگران از ترس و خشم انتقام گیر خدا همچنان به کار خود ادامه دادند تا اینکه خسته و درمانده بدون اشعه امیدی زندگیشان خاتمه یافت.NA 71.2

    والدنسی ها اشتیاق داشتند که نان حیات را به این گرسنگان قحطی زده برسانند و برای آنها پیام های صلح و آرامش از وعده های خدا را مکشوف سازند و به مسیح بعنوان تنها امید نجات شان اشاره نمایند. این باور که اعمال نیک می توانند کفاره نقض احکام الهی را بپردازد در نظر آنها براساس دروغ استوار بود. اتکا بر شایستگی انسان متضاد با نظریه محبت ازلی مسیح است. عیسی به عنوان فدیه بخاطر انسان جان داد زیرا انسان ساقط در گناه قادر به انجام چیزی نیست تا در نظر خدا مقبول واقع شود. صلاحیت نجات دهنده مصلوب شده و قیام نموده پایه ایمان مسیحی است. اتکای انسان به مسیح، حقیقی است و رابطه او با عیسی باید به نزدیکی عضوی از بدن با بدن یا شاخه تاک با تاک باشد.NA 71.3

    تعالیم پاپ ها و کشیش ها، انسان را به نحوی در مورد سیرت خدا و حتی مسیح هدایت نموده بودند که گویا آنها خشن، عبوس و تهدیدآمیز هستند. به نظر آنها عیسی آنچنان عاری از دلسوزی برای انسان ساقط در گناه بود که می بایست به شفاعت کشیش ها و مقدسین گذشته تکیه کرد. کسانی که ذهن شان با کلام خدا روشن شده بود اشتیاق داشتند که توجه مردم را به عیسی بعنوان نجات دهنده مهربان و غم خوار که با بازوان باز ایستاده همه را دعوت می کند تا همراه با بار گناهان شان و بار و بندشان و از پا افتادگی شان به او روی آورند جلب کنند. آنها آرزو داشتند موانعی را که شیطان بر پا داشته بود تا مردم نتوانند وعده ها را ببینند و مستقیماً به خدا روی بیاورند و به گناهانشان اعتراف کنند و آمرزش و آرامش دریافت کنند را از میان بردارند.NA 72.1

    مبشر وودوا با اشتیاق حقایق پر ارزش انجیل را برای ذهن های پژوهشگر آشکار نمود. با احتیاط بخش های به دقت نوشته شده از کتاب مقدس را ارائه میکرد. بزرگترین شادی او ارائه امید به گنهکار صادقی بود که تاکنون خدای انتقام جو که منتظر کیفر عادلانه دادن بود را می دید. با لب هایی لرزان و چشم هایی اشک آلود و غالباً بر زانوان خود وعده های با ارزشی که به گنهکار یگانه امید می بخشید را برای برادران بازگو می نمود؛ و به این ترتیب نور حقیقت به ذهن های تاریک رسوخ کرد و ابرهای تیرگی را کنار کشید تا پسر چون آفتابِ عدالت، با اشعه های شفابخش خود بر دل بتابد. بیشتر اوقات بخشی از کتاب مقدس به دفعات خوانده می شد، در اثر اشتیاق شنونده برای اطمینان که آنچه شنیده بود حقیقت دارد. مخصوصاً جمله ای نظیر « خون عیسی مسیح فرزندش ما را از همه گناهان پاک می سازد » مورد مطالبه بود. رساله اول یوحنا فصل ۱ آیه « .۱۷ همچنان که موسی مار را در بیابان بلند نمود، همچنین پسر انسان نیز باید بلند کرده شود، تا هر که به او ایمان آرد ه ک نگردد، بلکه حیات جاویدان داشته باشد. » انجیل یوحنا ا فصل ۳ آیههای ۱۴ و ۱۵ .NA 72.2

    عده زیادی در مورد ادعاهای روم فریفته نشدند. آنها بیهوده بودن شفاعت انسانها و یا فرشتگان در قبال گناهکار را دیدند. وقتی نور حقیقت بر ذهن آنها طلوع کرد با هیجان فریاد کشیدند: « عیسی کاهن من است؛ خون او فدیه من است و مذبح او محل اعترافاتم. » آنها خود را تماماً به شایستگی عیسی متکی می دانستند و به تکرار می گفتند: « لیکن بدون ایمان تحصیل رضامندی او محال است. » رساله به عبرانیان فصل ۱۱ آیه . « در هیچ کس ۶ غیر از او نجات نیست، زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشد که بدان ما نجات یابیم. » اعمال رسولان فصل ۴ آیه ۱۲ .NA 73.1

    درک اطمینان در مورد محبت نجات دهنده برای بعضی از این جان های طوفان زده محال بنظر می رسید. احساس آسودگی بدست آمده آنچنان بزرگ بود و چنان نهری از نور بر آنها تابانید که احساس کردند به آسمان منتقل شده اند. دستهایشان با اطمینان در دست مسیح قرار گرفت و پای هایشان بر صخره اعصار مستقر شد. وحشت از مرگ ناپدید شد. اکنون آنها به زندان و وسایل زجر و آزار حسادت می کردند اگر به این وسیله می توانستند نام عیسی را ج ل دهند. اNA 73.2

    در جاهای پنهانی کلام خدا را عرضه کرده و میخواندند، گاهی اوقات حتی به یک نفر و گهگاه به گروه کوچکی که اشتیاق حقیقت و نور را داشتند. گاهی اوقات تمام شب به این صورت سپری می شد. شگفتی و تحسین شنوندگان آنچنان عظیم بود که مبشر رحمت به دفعات مجبور به توقف خواندن می شد تا اینکه ادراک مژده نجات بدست می آمد؛ و اغلب کلماتی نظیر « آیا خدا هدیه مرا خواهد پذیرفت؟ آیا او به من تبسم خواهد زد؟ آیا او مرا خواهد بخشید؟ » شنیده می شد و جواب به این ترتیب داده می شد: « بیایید نزد من، ای تمامی زحمت کشان و گرانباران، و من شما را راحتی خواهم بخشید. » انجیل متی فصل ۱۱ آیه ۲۸ .NA 73.3

    ایمان وعده را می پذیرفت و جواب حاکی از خرسندی شنیده می شد: « دیگر زیارت های طولانی لازم نیست. دیگر مسافرت های پر مشقت به زیارتگاه ها لازم نیست. من می توانم آنچنان که هستم، گناهکار و آلوده به عیسی روی بیاورم و او دعای از روی توبه مرا رد نخواهد نمود. » گناهان تو آمرزیده شد. « پس حتی گناهان من میتواند آمرزیده شود. »NA 73.4

    موجی از شادمانی مقدس قلب را لبریز می کند و نام عیسی با حمد و شکرگزاری تجلیل می شود. این افراد شادمان برای اشاعه نور و بازگویی به دیگران، در حد توانایی شان آنچه که تجربه نموده اند برای اینکه راه حقیقی و حیات را پیدا کرده اند به خانه هایشان باز می گشتند. قدرتی عجیب و موقرانه در کلام کتب مقدس که مستقیماً به قلب مشتاقین حقیقت می نشست وجود داشت. این صدای خدا بود و در کسانی که آن را شنیدند اعتقاد بوجود می آورد. NA 73.5

    مبشر حقیقت به راه خود ادامه می داد ولی تواضع مشهود او، صداقت، جدیت و اشتیاق عمیقش هدف اشاره های متعدد می گشت. در اکثر موارد شنوندگان سؤالی در مورد اینکه از کجا آمده و به کجا می رود نکرده بودند. آنها آنچنان در مرحله نخست از تعجب و آنگاه از احساس قدردانی و شادمانی هیجان زده شده بودند که فکر سؤال کردن به ذهن شان خطور نمیکرد. وقتی اصرار می کردند که او همراهشان به خانه ایشان برود جواب می داد که لازم است گوسفندان گمشده گله را ملاقات کند. آنها فکر کردند آیا ممکن است فرشته ای از آسمان باشد؟NA 74.1

    در خیلی از موارد مژده دهنده حقیقت، دیگر دیده نمی شد. او راهی مناطق یا سرزمین های دیگر شده بود و یا زندگی را در زندانی گمنام سپری می کرد و یا استخوان هایش در جایی که به حقیقت شهادت داده بود در حال سفید شدن بود. ولی کلامی که از خود به جای گذاشته بود به نابودی سپرده نمی شد. آنها کارشان را در قلب مردم انجام می دادند و نتایج مبارک آن در روز داوری آشکار خواهد شد.NA 74.2

    مبشرین والدنسی سلطنت شیطان را مورد حمله قرار داده بودند و قدرت های تاریکی به مراقبت بیشتری برانگیخته شده بودند. هر فعالیتی برای پیشبرد حقیقت مورد توجه شاهزاده شرارت قرار می گرفت و او از واهمه دست نشاندگانش را تهییج می نمود. رهبران پاپ از این مبشرین متواضع نسبت به امور خود احساس خطر می نمودند. اگر اجازه داده شود که نور حقیقت بدون مانعی بدرخشد ابر ضخیم تعالیم نادرستی که اذهان مردم را در خود گرفته است کنار زده خواهد شد و فکر مردم تنها به خدا معطوف شده و عاقبت چیرگی روم را نابود خواهد کرد.NA 74.3

    وجود این مبلغین که ایمان کلیسای قدیمی را نگه می داشتند شهادتی دائمی بر ارتداد روم بوده و برای همین تلخ ترین تنفر و جفا را بر می انگیخت. عدم تسلیم جزوات کتب مقدس به روم نافرمانی بود که روم نمی توانست به آسانی از آن چشم بپوشد. روم تصمیم گرفت آنها را از صحنه روزگار حذف نماید. اکنون تهاجم وحشتناکی بر ضد قوم خدا در مسکن کوهستانی شان شروع شد. مُفتشان تحقیق در مورد عقاید بر رد پای آنها گماشته شدند و صحنه های سقوط هابیل های بی گناه در برابر قائنهای مجرم به دفعات تکرار شد.NA 74.4

    بارها سرزمین حاصلخیزشان ویران شد، خانه ها و عبادتگاهایشان از بین رفت تا جایی که آنجا که روزی مراتع سرسبز و خانه های مردم معصوم و ساعی بود اکنون به بیابانی تبدیل شد. به همان ترتیبی که حیوان درنده با چشیدن خون، درنده تر میشود غضب دست نشاندگان پاپ با عذاب کشیدن قربانی هایشان شعله ورتر می شد. عده زیادی از این شاهدان که بخاطر ایمان پاک، در مناطق کوهستانی و همچنین دره ها و جنگل های پر درخت یا پناهگاه های صخره ای مخفی شده بودند ردیابی و کشته شدند.NA 75.1

    هیچ گونه اتهامی ممکن نبود بر علیه سیرت اخلاقی چنین گروه تبعیدی تحمیل شود. حتی دشمنان آنها را مردمی صلح جو، باتقوا و آرام شناخته بودند. جرم بزرگشان این بود که نمی خواستند خدا را مطابق انتظار پاپ پرستش کنند. بخاطر چنین سرپیچی از خواسته های پاپ هر نوع تحقیر و توهین و جفایی که انسانها یا اجنه می توانستند بوجود آوردند بر سرشان آورده شد.NA 75.2

    وقتی که روم تصمیم به نابودی این فرقه ی منفور گرفت، فرمانی از طرف پاپ صادر شد که آنها را مرتد شناخته، محکوم به قتل عام نمود. )به ضمیمه مراجعه شود.( اتهام آنها بیکاری، تقلب و بی نظمی نبود بلکه اتهام داشتنِ ظاهری باتقوا و مقدس که « گوسفندان گله حقیقی را » گمراه می نمود. بنابراین پاپ دستور داد که چنانچه « این فرقه مکروه، خبیث و بد ذات از طریق شان برنگردند باید مانند مارهای سمی له و لورده شوند. » آیا این حکمران مغرور انتظار داشت 5 مأخذ قبلی، کتاب اول، فصل .۱ که روزی با چنین گفتاری دوباره روبرو شود؟ آیا می دانست که این کلمات در دفاتر آسمانی ثبت شده اند تا در روز داوری با آنها مقابله شود؟ عیسی فرمود: « به شما می گویم آنچه برای یکی از این برادران کوچکترین من کرده اید، در واقع برای من کرده اید. » انجیل متی فصل ۲۵ آیه ۴ .NA 75.3

    این اعلامیه تمام اعضای کلیسا را فراخواند که در جهاد بر علیه مرتدها شرکت کنند. به عنوان انگیزه شرکت در چنین عمل بی رحمانه ای شرکت کنندگان را « از هرگونه جریمه و مطالبات کلیسایی بطور عام و خاص عفو کرد؛ آنها را از هرگونه قسم و تعهدی که داده بودند رها نمود؛ بر تمام املاکی که غیر قانونی از مردم غصب نموده بودند، صحه ی قانونی گذاشت؛ وعده آمرزش همه گناهان کسانی را داد که کافری را به قتل برسانند. همه قراردادهای بسته شده به نفع وودوا را لغو نمود، دستور داد خدمتکاران شان آنها را ترک کنند، همه را از دادن هر نوع کمک به مرتدها ممنوع نمود و به همه اجازه داد تا دارایی های آنها را غصب نمایند. 6 مأخذ قبلی” این مدرک روحیه ورای آن را به وضوح آشکار می سازد. این نعره اژدهاست که در آنجا شنیده میشود و نه صدای مسیح.NA 76.1

    رهبران تابع پاپ سیرت خود را پیرو معیارهای عظیم احکام خدا ننمودند بلکه معیارهای مطابق با خواست خود بوجود آوردند و اصرار داشتند که همه از این معیارها پیروی کنند چرا که روم چنین خواسته بود. وحشتناک ترین مصیبت ها تحمیل شد. کشیش ها و پاپ های کافر و فاسد، کاری را که شیطان از آنها خواسته بود انجام می دادند. رحم و شفقت جایی در ذات آنها نداشت. همان روحیه ای که مسیح را به صلیب کشید و رسولان را به کشتن داد و همان نرون خون آشام را در زمان خودش بر عیله ایمانداران برانگیخت در کار بود تا زمین را از دوستداران خدا پاک سازی کند.NA 76.2

    جفایی که برای قرن های متمادی بر علیه پیروان خداترس اعمال شد با صبر و شکیبایی که منجی شان را مفتخر می کرد متحمل شدند. با وجود جهاد بر علیه شان و قساوت غیر انسانی که با آن مواجه بودند کماکان مبشرین خود را می فرستادند تا حقیقت پر ارزش را انتشار دهند. آنها کشته می شدند ولی خون آنها بذر کاشته شده را آبیاری می کرد و محصول مناسب ببار می آورد. بدین ترتیب والدنسی ها قرنها قبل از تولد لوتر برای خدا شهادت دادند. پراکنده شده در سرزمین های متعدد، بذر اصلاحات را که در زمان ویکلیف 7Wycliffe شروع شده بود کاشتند که در زمان لوتر وسیع و عمیق رشد نمود و می باید تا زمان آخر توسط کسانی حمل شود که آماده تحمل همه چیز « به خاطر کلام خدا و شهادت عیسی مسیح هستند. » مکاشفه فصل ۱ آیه .۹ NA 76.3

    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents