Loading...
Larger font
Smaller font
Copy
Print
Contents

پاتریاخها و انبیا

 - Contents
  • Results
  • Related
  • Featured
No results found for: "undefined".
  • Weighted Relevancy
  • Content Sequence
  • Relevancy
  • Earliest First
  • Latest First
    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents

    ۲۵ - “خروج از مصر”

    قوم بنی اسرائیل با کمرهای بسته، نعلین بر پایها و عصا در دست در سکوت و ترس در انتظار پادشاه بودند تا فرمان عزیمت از مصر را صادر کند. در خلال بلاها، زمانی که ظهور قدرت خداوند آتش ایمان را در دلهای بردگان شعله ور کرده و ستم کنندگان به ایشان را از وحشت به لرزه انداخته بود، اسرائیلیان به تدریج در ناحیه جوشن گرد آمده بودند و علیرغم اینکه خروجشان از مصر ناگهانی بود، اقدامات لازم برای سازماندهی و کنترل کردن جمعیت در حال حرکت، از قبل پیش بینی شده بود. مردم تحت نظر رهبران برگزیده به گروههایی تقسیم شده بودند. و قریب ششصد هزار مرد پیاده، سوای اطفال و گروهی مختلفه بسیار نیز به همراه ایشان بیرون رفتند. (کتاب خروج ١٢ آیات ٣۴ تا ٣٩) در میان این جمعیت، تنها آنانی حضور نداشتند که با ایمان به خدای اسرائیل یه راه افتاده بودند، بلکه بیشترین تعداد ایشان، آنانی بودند که صرفاً اشتیاق داشتند تا از بلاها جان به در برند یا کسانی بودند که فقط به خاطر هیجان و از روی کنجکاوی به دنبال جمعیت به راه افتاده بودند. این کروه همواره یک مانع و عامل گرفتاری برای بنی اسرائیل محسوب می شدند.PA 241.1

    مردم، گله ها و رمه هایشان را نیز برداشته و با خود آورده بودند. اینها مایملاک اسرائیلیانی بود که اموالشان را هرگز به پادشاه نفروخته بودند. در حالی که مصریان فروخته بودند. یعقوب و پسرانش گله ها و رمه هایشان را با خود به مصر آورده بودند و تعداد آنها در مصر زیاد شده بود. پیش از ترک مصر، قوم به خاطر بیگاری و مزدهای پرداخت نشده شان، از مصریان تقاضای غرامت کردند و مصریان نیز برای خلاص شدن از حضور ایشان، با اشتیاق این غرامت را پرداخت کردند. و بردگان با غنائمی که از ستمگرانشان دریافت کردند، از مصر خارج شدند.PA 241.2

    آن روز، سر گذشتی که قرنها پیش در رویای نبوتی به ابراهیم نشان داده شده بود تحقق یافت. “یقین بدان که ذریت تو در زمینی که از آن ایشان نباشد غریب خواهند بود، و آنها را بندگی خواهند کرد. و آنها چهار صد سال ایشان را مظلوم خواهند داشت. و بر آن امتی که ایشان بندگان آنها خواهند بود، من داوری خواهم کرد و بعد از آن با اموال بسیار بیرون خواهند آمد.” (کتاب پیدایش ١۵ آیات ١٣ و 14) چهار صد سال بندگی اسرائیل خاتمه یافته بود و “بعد از انقضای چهار صد سال، در همان روز به وقوع پیوست که جمیع لشکرهای خدا از زمین مصر بیرون رفتند.” و “واقع شد که خداوند در همان روز بنی اسرائیل را با لشکرهای ایشان از زمین مصر بیرون آورد.” (کتاب خروج ١٢ آیات 40 و ۴١ و ۵١ و باب 13 آیه ١٩). اسرائیلیان در هنگام خروج از مصر، استخوانهای یوسف را که سالها برای تحقق وعده الهی انتظارکشیده بود، و در خلال سالهای سیاه بردگی یادآور رهایی اسرائیل بود با خود حمل کردند.PA 241.3

    به عوض دنبال کردن مسیر مستقیم به کنعان، که از میان سرزمین فلسطین عبور می کرد، یهوه مسیر ایشان را به جانب جنوب به طرف سواحل دریای سرخ هدایت کرد. زیرا خدا گفت: “مبادا که چون قوم جنگ ببیند، پشیمان شوند و به مصر برگردند.” (کتاب خروج ١٣ آیات 17و ١٨ و ٢٠ و ٢٢) آنان اگر از سرزمین فلسطین عبور می کردند، پیشروی ایشان با مخالفت روبرو می شد، چرا که فلسطینیان، آنان را به عنوان بردگانی نگاه می کردند که از اربابانشان می گریختند و بنابراین برای جنگیدن با ایشان درنگ نمی کردند. بنی اسرائیل برای رویارویی با این قوم قدرتمند و جنگ جو از آمادگی کافی برخوردار نبود. شناخت ایشان از خداوند و ایمانشان به او اندک بود و در صورت وقوع جنگ، وحشت زده و مأیوس می شدند. آنان بدون سلاح و به جنگیدن عادت نداشتند، روحیه ایشان به خاطر سالها بردگی افسرده شده بود و زنان و کودکان، گله ها و رمه ها دست و پای ایشان را بسته بود. با هدایت ایشان از مسیر دریای سرخ یهوه خود را به عنوان خدای رحمت و نیز خدای عقوبت، آشکار کرد. و در سکوت کوچ کرده، در ایتام به کنار صحرا اردو زدند. و خداوند در روز، پیش روی قوم در ستون ابر می رفت تا راه را به ایشان نشان دهد و شبانگاه در ستون آتش، تا ایشان را روشنایی بخشد، و روز و تب راه روند. و ستون ابر را در روز و ستون آتش را در شب، از پیش روی قوم بر نداشت. (کتاب خروج ١٣ آیات 20). نویسنده مزامیر می گوید: “خداوند، ابری برای پوشش گسترانید و آتشی که شامگاه روشنایی دهد.” (کتاب مزامیر ١٠۵ آیه ٣٩). حضور رهبر نامرئی، پیوسته همراه ایشان بود. ستون ابر، در طول روز، مسیر سفر ایشان را مشخص می کرد و مانند سایه بانی بر بالای جمعیت گسترده بود و ایشان را از گرمای سوزان محافظت می کرد و نسیم خنک و رطوبت آن، کویر تشنه را طراوت می بخشید. و در شب به ستونی از آتش تبدیل می شد و اردوگاه ایشان را روشن می کرد و همواره در مورد مورد خداوند به ایشان اطمینان می داد.PA 242.1

    در یکی از زیباترین و تسلی بخش ترین قطعه از نبوت اشعیای نبی، از ستون ابر و آتش برای نشان دادن حمایت خداوند از قومش در مجادله نهایی با نیروهای شریر سخن به میان آمده است. اشعیا می گوید: “خداوند بر جمیع مساکن کوه صهیون و بر محفلهایش ابر و دود در روز و درخشندگی آتش ممشتعل در شب خواهد آفرید، زیرا که بر تمامی جلال آن بوششی خواهند بود و در وقت روز سایه بانی به جهت سایه از گرما و به جهت ملجا و پناهگاه از طوفان و باران خواهد بود.” (کتاب اشعیا نبی 4 آیات ۵ و 6)PA 243.1

    بنی اسرائیل از وسط یک فضای خسته کننده و کویر مانند سفر می کردند. بسیاری از خود می پرسیدند که مسیرشان به کجا ختم خواهد شد. بعضی ها نیز می ترسیدند که از سوی مصریان مورد تعقیب قرار گیرند. لیکن ابر همچنان در حرکت بود و ایشان آن را تعقیب می کردند. سپس خداوند به موسی فرمان داد تا از معبر باریک کوهستانی، بیرون رفته و در کنار دریا اردو بزند. برای موسی آشکار شد که فرعون ایشان را تعقیب خواهد کرد، اما خداوند با نجات ایشان، جلال خواهد یافت.PA 243.2

    در مصر شایع شده بود که بنی اسرائیل به عوض اقامت در بیابان و عبادت خداوند، به سوی دریای سرخ در حال پیشروی است. مشاوران فرعون به پادشاه اعلام کردند که بردگانشان گریخته اند و هرگز باز نخواهند گشت. مردم از حماقتشان در نسبت دادن مرگ نخست زادگان به قدرت خداوند، اظهار تاسف می کردند. مردان بزرگ ایشان یا تسلط بر ترس و نگرانی هایشان بلایا را نتیجه حوادث طبیعی دانستند. آنان فریاد برآوردند که: “این چیست که کردیم و بنی اسرائیل را از بندگی خود رهایی دادیم؟” (کتاب خروج 14 آیه ۵)PA 243.3

    فرعون نیروهای خود را جمع آوری کرد. “ششصد ارابه برگزیده برداشت و همه ارابه های مصر را و سرداران را جمیع آنها ...” فرعون به انفاق فرماندهانش، شخصاً رهبری سپاه مصر را به عهده گرفت. برای جلب حمایت خدایان و هم چنین تصمین پیروزی در نبرد، کاهنان مصر نیز ایشان را همراهی کردند. فرعون قصد داشت تا با نشان دادن قدرت خویش، اسرائیلیان را مرعوب کند. مصریان می ترسیدند که اطاعت اجباری ایشان از خدای اسرائیل، ایشان را در معرض تمسخر سایر اقوام قرار خواهد داد، لیکن اگر همین حالا پا نمایش عظیم قدرت به پیش می رفتند، و متواریان را باز می آوردند، عظمت را احیا می کردند و در ضمن از خدمت اسیرانشان بهره مند می شدند.PA 243.4

    یهودیان در کنار دریا اردو زده بودند، جایی که آبهایش همچون سدی غیر قابل عبور در مقابل ایشان قرار داشت و در جنوب آن کوهستانی ناهموار و سنگلاخ بود که مانع از پیشروی ایشان می شد. ناگهان در فاصله ای دور، لشکریان فرعون را دیدند که با ارابه هایشان به ایشان نزدیک می شدند. ترس و وحشت، دلهای اسرائیلیان را پر کرد. عده ای نزد خداوند فریاد برآوردند، اما عده ای بیشتری با شتاب به سوی موسی رفته، گفتند: “آیا در مصر قبرها نبود که ما را برداشته ای تا در صحرا بمیریم؟ این چیست که به ما کردی و ما را از مصر بیرون آوردی؟ آیا این آن سخن نیست که به تو در مصر گفتیم که ما را بگذار تا مصریان را خدمت کنیم؟ زیرا که ما را خدمت مصریان بهتر است از مردن در صحرا.” (کتاب خروج ١۴ آیات ١٠ تا ٢٢)PA 244.1

    موسی از اینکه قومش این اندازه نسبت به خداوند بی ایمان بودند، سخت آشفته شد، چرا که آنان بارها نشانه های قدرت او را دیده بودند که به خاطر ایشان معجزه کرده بود. آنان چگونه می توانستند خطرات و مشکلات مربوط به موقعیتشان را به حساب او بگذارند، درحالی ک او از دستور صریح خداوند اطاعت کرده بود؟ در حقیقت، هیچ امکانی برای نجات ایشان وجود نداشت، مگر اینکه خداوند شخصاً برای رهایی ایشان مداخله می کرد، اما قرار گرفتن در این موقعیت، به خاطر اطاعت از دستور الهی بود موسی از عواقب آن، احساس ترس و نگرانی نمی کرد. پاسخ آرام و اطمینان بخش او به مردم این بود که: “مترسید، بایستید و نجات خداوند را ببینید، که امروز آن را برای شما خواهد کرد، زیرا مصریان را که امروز دیدید تا به ابد دیگر نخواهید دید. خداوند برای شما جنگ خواهد کرد و شما خاموش باشید.”PA 244.2

    نگاه داشتن، قوم اسرائیل در انتظار حضور خداوند، کار چندان آسانی نبود. فقدان انضباط و خویشتن داری، آنان را به افرادی خشن و غیر منطقی تبدیل کرده بود. آنان توقع داشتند تا هر چه سریع تر به دست ستمگرانشان اسیر شوند و ناله و زاری ایشان، بلند و عمیق بود. ستون خارق العاده ابر، به نشانه حضور خداوند، برای پیشروی، دنبال شده بود، اما اینک آن را نشانه مصیبتی عظیم می دانستند و تصور می کردند که آنان را در مسیری اشتباه و غیر قابل عبور هدایت کرده است. بدین نحو، فرشته خداوند همچون پیام آور مصیبت در مقابل اذهان فریب خورده ایشان ظاهر شد.PA 244.3

    اما اینک، هنگامی که لشکر مصریان برای هلاک ایشان نزدیک شد، ستون ابر به طرز با شکوهی در آسمان به حرکت در آمد و از فراز سر اسرائیلیان عبور کرده و میان ایشان و لشکریان مصر، فرود آمد. دیوار تاریکی میان تعقیب شوندگان و تعقیب کنندگانشان قرار گرفت. مصریان، دیگر نمی توانستند اردوی اسرائیلیان را ببینند و مجبور به توقف شدند. اما همانطورکه تاریکی شب، عمیق تر شد. دیوار ابر برای عبرانیان، به روشنایی عظیم تبدیل گردید و تمامی اردوگاه را همچون روز، روشن کرد.PA 245.1

    بار دیگر امید به دلهای اسرائیلیان بازگشت. و موسی نزد خداوند فریاد برآورد. و “خداوند به موسی گفت، چرا نزد من فریاد می کنی؟ بنی اسرائیل را بگو که کوچ کنند و اما تو عصای خود را برافراز و دست خود را بر دریا دراز کرده آن را مُنشَق کن، تا بنی اسرائیل از میان دریا بر خشکی رهسپار شوند.”PA 245.2

    سراینده مزامیر، در شرح واقعه عبور بنی اسرائیل از میان دریا، چنین می سراید: “طریق تو دریاست و راههای تو در آبهای فراوان و آثار تو را نتوان دانست. قوم خود را مثل گوسفندان راهنمایی نمودی، به دست موسی و هارون.” (کتاب مزامیر ٧٧ آیات ١٩ و ٢٠) هنگامی که موسی عصای خود را دراز کرد، آبها منشق گردید و اسرائیل از وسط دریا عبور کرده و به خشکی قدم گذاشت، در حالی که آبها، همچون دیواری در دو طرف ایشان قرار گرفته بود. نور حاصل از ستون آتش، بر امواج خروشان دریا تابیده راهی را که همچون شیار از وسط دریا باز شده بود، روشن کرد.PA 245.3

    “و مصریان با تمامی اسبان و ارابه ها و سواران فرعون از عقب ایشان تاخته، به میان دریا در آمدند. و در پاس سحری واقع شد که خداوند بر اردوی مصریان از ستون آتش و ابر نظر انداخت، و اردوی مصریان را آشفته کرد.” (کتاب خروج 14 آیات ٢٣ و ٢۴). ابر اسرار آمیز، در مقابل چشمان حیرت زده ایشان به ستون آتش تبدیل شد و “ابرها آب برخت و افلاک رعد بداد. تیرها به طرف روان گردید. صدای رعد در گردباد بود و برقها رُبع مسکون را روشن کرد. پس زمین مرتعش و متزلزل گردید.” (کتاب مزامیر ٧٧ آیات ١٧ و ١٨)PA 245.4

    مصریان سردرگم و وحشت زده شده بودند. آنان در بحبوحه خشم طبیعت، صدای خدای خشمگین را شنیدند و سعی کردند تا از همان راهی که آمده بودند، برگشته و به سوی ساحل فرار کنند. اما موسی عصای خویش را دراز کرد و آبهای خروشان، غرش کنان، روی هم انباشته شده و لشکریان مصر را به اعماق تاریک خویش فرو بلعید. با فرا رسیدن روز، اسرائیلیان، اجساد متلاشی شده مصریان را که به ساحل افکنده شده بود، مشاهده کردند. و وحشتناک ترین شب هلاکت، رهایی کامل اسرائیلیان را به همراه آورده بود، آن جمعیت عظیم و ناتوان، بردگان ناآشنا به جنگ، زنان و کودکان و حیوانات، با دریایی مقابل ایشان و سپاهپان قدرتمند مصر پشت سر ایشان، راهشان را که از میان آبها گشوده شده بود، دیده بودند و دشمنانشان در لحظه ای که انتظار پیروزی را داشتند، شکست خورده بودند. یهوه به تنهایی ایشان را نجات داده بود. و داوای ایشان با شکرگذاری و ایمان متوجه او شده بود. احساسات ایشان با سرودهای، حمد و پرستش بر زبان آورده شده بود. روح خدا بر موسی قرار گرفت و او قوم را در سرود پیروزمندانه شکرگذاری، رهبری کرد، سرودی که یکی از کهن ترین و با شکوهترین سرودهای شناخته شده است.PA 245.5

    “یهوه را سرود می خوانم زیرا که با جلال مظفر شده است. اسب و سوارش را به دریا انداخت. خداوند قوت و تسبیح من است. و او نجات من گردیده است. این خدای من است، پس او را تمجید می کنم. خدای پدر من است، پس او را متعال می خوانم. خداوند مرد جنگی است. نام او یهوه است. ارابه ها و لشکر فرعون را به دریا انداخت. مبارزان برگزیده او در دریای فلزم غرق شدند. لجه ها ایشان را پوشانید. مثل سنگ به اعماق فرو رفتند. دست راست تو ای خداوند، به قوت جلیل گردیده. دست راست تو ای خداوند، دشمن را خرد شکسته است، و به کثرت جلال خود خصمان را منهدم ساخته ای. غضب خود را فرستاده، ایشان را چون خاشاک سوزانیده ای، و به نفخه بینی تو آبها فراهم گردید. و موجها مثل توده بایستاد و لجه ها در میان دریا منجمد گردید. دشمن گفت تعاقب می کنم و ایشان را فرو می گیرم، و غارت را تقسیم کرده ، جانم از ایشان سیر خواهد شد. شمشیر خود را کشیده، دست من ایشان را هلاک خواهد ساخت، و چون به نفخه خود دمیدی، دریا ایشان را پوشانید. مثل سرب، در آبهای زورآور غرق شدند. کیست مانند تو ای خداوند در میان خدایان؟ کیست مانند تو جلیل در قدوسیت؟ تو مهیب هستی در تسبیح خود وصانع عجایب! چون دست راست خود را دراز کردی، زمین ایشان را فرو برد. این قوم خویتش را فدیه دادی، به رحمانیت خود رهبری نمودی. ایشان را به قوت خویش به سوی مسکن قدس خود هدایت کردی. امتها چون شنیدند، مضطرب گردیدند. لرزه بر سکنه فلسطین مستولی گردید. آنگاه امرای ادوم در حیرت افتادند. و اکابر موآب را لرزه فرو گرفت. و جمیع سکنه کنعان گداخته گردیدند. ترس و هراس، ایشان را فرو گرفت، از بزرگی بازوی تو مثل سنگ ساکت شدند، تا قوم تو ای خداوند عبور کنند، تا این قومی که تو خریده ای عبور کنند.” (کتاب خروج ١۵ آیات 1 تا 16)PA 246.1

    درست همانند آواز اعماق عظیم، این سرود با شکوه از انبوه لشکریان اسرائیل شنیده شد و با هم صدایی زنان اسرائیل، و مریم خواهر موسی که راه را نشان می داد ادامه می یافت. و صدای شادمامی ایشان در سرتاسر دشت و دریا طنین انداز شده بود. “یهوه را سرود می خوانم، زیرا که با جلال مظفر شده است.”PA 247.1

    این سرود و ردهایی عظیمی که با خواندن آن به یاد آورده می شود، چنان تاثیری را بر جای گذاشت که هرگز از سوی قوم عبرانی به دست فراموشی سپرده نخواهد شد. این سرود در طول عصرها، از سوی انبیا و سرایندگان اسرائیل تکرار شد تا شهادتی باشد بر این حقیقت که یهوه قوت و نجات آنانی است که به او توکل می کنند. و آن سرود تنها به قوم یهود تعلق ندارد، زیرا به هلاکت تمامی دشمنان عادلان و پیروزی نهایی قوم خداوند اشاره می کند. یوحنای رسول، در رویای خود، جمعیت پارسایان را که به جامه سفید آراسته شده انده، می بیند که “پیروزی را کسب کرده اند.” و در کنار دریایی که به شیشه می مانست و با آتش آمیخته شده بود، ایستاده بودند و “چنگهای خدا را در دست داشتند.” “و سرود خادم خدا، موسی و سرود بره را می خواندند.” (کتاب مکاشفه ١۵ آیات ٢ و ٣)PA 247.2

    “ما را نی، ای خداوند! ما را نی، بلکه نام خود را جلال ده! به سبب رحمتت و به سبب راستی خویش.” (کتاب مزامیر ١١۵ آیه 1). این چنین روحی بود که بر سرود رهایی اسرائیلیان حاکم بود. و این همان روحی است که باید در دل همه آنانی که خدا را دوست دارند و از او می ترسند، ساکن شود. خداوند ما نجات دادن جانهای ما از بردگی گناه، معجزه ای به مراتب بزرگتر از آنچه که برای اسرائیلیان در دریای قلزم انجام داده بود، انجام داد. همانند لشکریان اسرائیل، باید خداوند را به خاطر “اعمال عالی او برای فرزندان آدم” با تمامی دل و جان حمد و پرستش کنیم. آنانی که به الطاف عظیم خداوند فکر می کنند و از کوچکترین هدایای او غافل نیستند، کمربند شادمامی را بسته و در دلهایشان برای یهوه سرود خواهند خواند. برکات روزانه ای را که از دست خداوند دریافت می کنیم و مهم تر از هر چیز دیگر، مرگ عیسی که سعادت و ملکوت را در دسترس ما قرار می دهد، باید یک موضوعی برای قدردانی دایمی باشد. خداوند ما پیوند دادن ما گناهکاران گمشده به خودش ، چه شفقت و محبت بی نظیری را به ما نشان داده است تا که گنجینه های ارزشمندی برای او باشیم. فداکاری عظیمی از سوی منجی صورت پذیرفت تا فرزندان خداوند خوانده شویم! باید خداوند را برای این امید مبارک که به واسطه نقشه عظیم نجات فراهم شد، حمد و پرستش کنیم. باید او را برای وراثت آسمانی و وعده های عالی او تشکر گوئیم. باید او را بخاطر عیسای زنده که برای ما شفاعت می کند، حمد و پرستش کنیم.PA 247.3

    خداوند می فرماید: “هر که قربانی تشکر را گذراند مرا تمجید می کند. (کتاب مزامیر ۵٠ آیه ٢٣) تمامی ساکنان آسمان در پرستش خداوند با هم متحد می شوند. بیائید، همین حالا، سرود فرشتگان را یاد بگیریم تا هنگامی که به صنوف نورانی ایشان ملحق می شویم، آن را بخوانیم. بیائید با سراینده مزامیر هم صدا شده، بگوئیم: “تا زنده هستم، خداوند را حمد خواهم گفت، مادامی که وجود دارم، خدای خود را خواهم سرائید.” ، “ای خدا، قوم ها تو را حمد گویند. جمیع قوم ها تو را حمد گویند.” کتاب مزامیر ١۴۶ آیه ٢ و ۶٧ آیه ۵)PA 248.1

    خداوند مطابق مشیت خویش، بنی اسرائیل را به کوهستان امن و در مقابل دریا هدایت کرد تا با نجات ایشان، قدرت خود را آشکار کند و غرور ستمگران ایشان را بشکند. او می توانست ایشان را به طرق دیگری نجات دهد، اما برای آزمایش ایمان و تقویت اعتماد ایشان به خودش، چنین روشی را انتخاب کرد. قوم اسرائیل خسته و وحشت زده بودند، با این وجود اگر زمانی که موسی به ایشان دستور پیش روی داده بود، تردید نشان داده و عقب نشینی می کردند، خداوند هرگز راه را برای ایشان باز نمی کرد. با “ایمان” بود که “آنان از میان دریای سرخ همچون زمینی خشک گذشتند.” (کتاب عبرانیان ١١ آیه 29) آنان با پیشروی به سوی آبها، نشان دادند که به سخن خداوند که از طویق موسی گفته می شد، ایمان دارند. آنان هو آنچه را که در توان داشتند، انجام دادند و پس از آن، خدای قادر مطلق دریا را منشق ساخت تا راهی را برای، ایشان مهیا کند.PA 248.2

    درسی بزرگی که در اینحا تعلیم داده شد، برای همه زمانهاست. غالب اوقات، زندگی مسیحی با خطرات احاطه می شود و انجام وظایف مشکل به نظر می رسد. قدرت تخیل هلاکت قریب الوقوع را پیش رو و بردگی و یا مرگ را در پشت سر به تصویر می کشد. با این حال، خداوند به صراحت می گوید: “به پیش برو.” ما باید دستور را اطاعت کنیم، حتی اگر چشمان ما نتواند تاریکی را بشکافد و امواج سرد را در مقابل پایهایمان احساس کنیم. موانعی که پیش روی ما را سد می کنند، هرگز از مقابل یک روحیه متزلزل و کم ایمان ناپدید نخواهند شد. آنانی که اطاعت کردن را به تعویق می اندازند تا هر گونه سایه تردید و بی ثباتی ناپدید شود و هیچگونه احتمالی برای شکست و خطا باقی نماند، هرگز اطاعت نخواهند کرد. بی ایمانی می گوید: “منتظر بمانیم تا تمامی موانع بر طرف شود و بتوانیم راه را به روشنی ببینیم.” اما ایمان با شهامت به پیشروی اصرار می ورزد و در همه چیز امیدوار است و همه چیز را باور می کند.PA 248.3

    “ابری که برای مصریان دیواری تاریک بود، برای یهودیان سیلاب عظیم نور بود که تمامی اردوگاه ایشان را روشن کرد و مسیر مقابل ایشان را نورانی کرد. به همین طریق، اعمال خداوند برای بی ایمانان تاریکی و آشفتگی و برای ،جانهای مومن نور و آرامش را به ارمغان می آورد. طریقی که در آن، خداوند راه را هدایت می کند، ممکن است به دشت و یا دریا منتهی شود، اما طریق سلامتی و امنیت است. PA 249.1

    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents