Loading...
Larger font
Smaller font
Copy
Print
Contents

پاتریاخها و انبیا

 - Contents
  • Results
  • Related
  • Featured
No results found for: "undefined".
  • Weighted Relevancy
  • Content Sequence
  • Relevancy
  • Earliest First
  • Latest First
    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents

    ۳۱ - “گناه ناداب و ابیهو”

    بعد از تقدیس خیمه عبادت، کاهنان در مقام مقدششان منصوب شدند. این مراسم هفت روز طول می کشید و هر روز آیین های ویژه ای برگزار شد. آنان در روز هشتم خدمتشان را آغاز کردند. هارون به همراه پسرانش قربانیهایی را که خداوند مقرر فرموده بود، تفدیم کرد و سپس دستهای خود را به سوی قوم دراز کرده و آنها را برکت داد. همه چیز مطابق دستور خداوند انجام شد. او قربانی ایشان را پذیرفت و جلال خود را به طریقی خارق العاده ظاهر کرد. آتشی از حضور خداوند برخاست و قربانی سوختنی را که بر روی مذبح قرار داشت، بلعید. مردم با ترس و احترام فراوان به ظهور پرشکوه قدرت الهی نگریستند و در آن، نشانه ای از لطف و مرحمت او را دیدند و سپس با فریاد شادمانی به حمد و ستایش مشغول شدند و به روی زمین به سجده افتادند، گویی در حضور یهوه ایستاده بودند. PA 311.1

    اما بلافاصله بعد از این، مصیبت وحشتناک و غیر متقربه ای بر اهل خانه کاهن اعظم نازل شد. در هنگام پرستش، همانطور که دعاها و نیایش قوم به حضور خداوند بالا می رفت، ناداب و اییهو، پسران هارون هر کدام منقل خویش را برداشته و زغالهای افروخته در آن گذاشته و کُندر بر آن دود کرده و به خداوند تقدیم کردند. اما آنان با استفاده از “آتش غیر عادی” فرمان خداوند را نادیده گرفتند. آنان برای سوزاندن بخور، آتش معمولی را به جای آنش مقدسی که خود خداوند روشن کرده و امر کرده بود تا برای این منظور استفاده شود به کار بردند. به واسطه این گناه، آتشی از حضور خداوند پیدا شد و در مقابل دیدگان مردم، ایشان را سوزاند. PA 311.2

    ناداب و ابیهو به همراه موسی و هارون از رهبران اسرائیل به شمار می رفتند. خداوند برای اینان احترام قایل شده بود و اجازه داده بود تا به همراه هفتاد نفر از رهبران قوم، جلال او را بر کوه نظاره کنند. با این حال، گناه ایشان نباید توجیه و نادیده گرفته می شد. در واقع، همه اینها باعث شد تا گناه ایشان سنگین تر شود. چرا که نور بیشتری به ایشان داده شده بود، و به همراه رهبران اسرائیل به بالای کوه صعود کرده و از افتخار مصاحبت با خداوند و اقامت کردن در نور جلال او بر خوردار شده بودند. آنان نباید خودشان را فریب می دادند که گناهانشان در آینده بدون مجازات خواهد ماند. یا اینکه چون مورد احترام مردم بودند. خداوند در مجازات ایشان سخت گیری نخواهد کرد. این یک فریب مهلک است. چرا که نور عظیم و افتخار اعطا شده باید به صورت تقوا و قدوسیت همسان با نور داده شده، بازگردد. خداوند چیزی کمتر از این را نمی تواند قبول کند. برکات و افتخارات بزرگ هرگز نباید امنیت و بی خیالی کاذب ایجاد کنند و موجب گناه شوند و یا این احساس را در دریافت کنندگان ایجاد کنند که خداوند در مورد ایشان سخت گیری نخواهد کرد. تمامی امتیازاتی که خداوند اعطا می کند، ابزار او هستند که شور و اشتیاق را به اعتماد بنفس، غیرت را به تلاش و قدرت را به انجام اراده مقدس او تبدیل می کنند. PA 311.3

    ناداب و ابیهو در ایام نوجوانی، خویشتنداری را یاد گرفته بودند. خلق و خوی انعطاف پذیر پدر و عدم قاطعیت او برای تعلیم حقیقت موجب شده بود تا در تربیت فرزندانش سهل انگاری کند. پسران او نیز به سهلی انگاری و بی توجهی عادت کرده بودند و این عادت چنان بر ایشان مسلط شد که مسئولیت مربوط به مقدس ترین مقام نیز قدرت از بین بردن آن را نداشت. آنان احترام به اقتدار پدرشان و ضرورت اطاعت از قوانین خداوند را درک نکرده بودند. و به این نحو انعطاف پذیری بی مورد هارون در مقابل پسرانش، ایشان را در معرض مجازات خداوند قرار داد. PA 312.1

    خداوند قصد داشت تا به مردم یاد بدهد که با ترس و احترام و به طریقی که خود او مقرر کرده بود، به وی نزدیک شوند. او اطاعت و عبادت ناقص را نمی پذیرد. در آن ایام باشکوه پرستش آنچه را که خداوند مقرر کرده بود، باید به طور کامل انجام می شد. خداوند آنانی را که از احکام او فاصله می گیرند و میان مسایل معمولی و مقدس هیچ تفاوتی قایل نمی شوند مورد لعن قرار می دهد. او از طریق نبی اعلام می کند “وای بر شما که شرارت را نیک و نیکی را شرارت می نامید. شما تاریکی را به نور و نور را به تیرگی تبدیل می کنید. شما آنچه را شیرین است تلخ و آنچه را تلخ است شیرین می کنید. وای بر شما که خود را دانا و زرنگ می دانید. وای بر شما چون به آنچه خداوند متعال، خدای قدوس اسرائیل به شما آموخت، گوش نداده اید.” (کتاب اشعیا ۵ آیات 20 تا 24). هیچ کس نباید خود را به این باور که بخشی از احکام خداوند غیر ضروری و با قابل جایگزین است، فریب دهد. ارمیای نبی می گوید: “کیست که بگوید و واقع شود، اگر خداوند امر نفرموده باشد.” (کتاب ارمیای نبی 3 آیه ٣٧). خداوند هیچ فرمانی را در کلام خود قرار نداده است که انسان به میل و دلخواه خود از آن اطاعت یا نااطاعتی کند و عواقب آن را تحمل نکند. اگر انسان، مسیری غیر از مسیر اطاعت مطلق را امتحان کند، خواهد فهمید که “عاقبت آن به مرگ منتهی می شود.”PA 312.2

    آنگاه، موسی به هارون و پسرانش العازار و اینامار گفت: “موهایتان را شانه کنید و جامه خود را پاره نکید. مبادا بمیرید و غضب خدا بر سر تمام قوم بیاید ... زیرا روغن مسح خداوند بر سر شماست.” (کتاب لاویان ١٠ آیه 6 و ٧). رهبر بزرگ سخنان خداوند را به برادرنش یادآوی کرد که فرموده بود: “هر کسی خدمت مرا می کند، باید به قدوسیت من احترام بگذارد تا در حضور قوم خود جلال یابم.” (کتاب لاویان ١٠ آیه 3). هارون خاموش بود. مرگ پسران او که به خاطر چنین گناه بزرگی کشته شده بودند، گناهی که در نتیجه سهل انگاری او در انجام وظیفه اش به وقوع پیوسته بود، دل پدر را به درد آورده بود، با این وجود، او احساسش را بیان نکرد. چرا که هر گونه ناراحتی و شکایت از سوی او، به منزله پشیمانی از گناه تلقی می شد و موجب می شد تا قوم نیز از خداوند شکایت کنند.PA 313.1

    خداوند به قوم خود تعلیم می داد تا حقانیت او در مجازات گناهنکاران را تایید کنند تا شاید دیگران بترسند. در میان اسرائیلیان افرادی بودند که این مجازات وحشتناک برای ایشان درس عبرتی بود تا سوء استفاده از شکیبایی خداوند را رها کنند تا به چنین سرنوشتی دچار نشوند. خداوند کسانی را که از گناهکار حمایت کرده و سعی می کنند تا گناه او را توجیه کنند، مورد سرزنش قرار می دهد. یکی از اثرات گناه این است که بصیرت روحانی را سرکوب می کند، تا جایی که فرد خطاکار زشتی آن را درک نمی کند و چنین شخصی، بدون قدرت ملزم کننده روح القدس، در نابینایی نسبت به گناه خویش باقی می ماند. این وظیفه خادمین مسیح است که خطاکاران را از خطراتی که ایشان را تهدید می کنند، آگاه کنند. کسانی که با بستن چشمان گناهکار به طبیعت واقعی گناه و عواقب آن، اثر هشدار را از بین می برند، غالب اوقات به غلط تصور می کنند که نشانه مهربانی و عطوفت را با خود به همراه دارند، در حالی که دقیقاً در جهت مخالف و به تعویق انداختن کار روح القدس خداوند عمل می کنند. آنان گناهکار را در لبه پرتگاه هلاکت قرار داده و خود را در گناه او سهیم می کنند و به این نحو، مسئولیت هولناک توبه ستیزی او را به جان می خرند. خیلی ها در نتیجه این حمایت غلط و گمراه کننده، طریق هلاکت را پیمودند.PA 313.2

    اگر ناداب و ابیهو با استفاده آزادانه از شراب مست نمی شدند، هرگز چنین گناه هولناکی را مرتکب نمی شدند. آنان می دانستند که برای حاضر شدن در خیمه عبادت، جایی که حضور خداوند آشکار می شد، باید با دقت و مراقبت بسیار رفتار کنند اما به واسطه افراط کاری بسیار، برای مقام مفدسشان فاقد صلاحیت شناخته شدند. افکار ایشان آشفته شد و درک روحانی ایشان ضعیف گردید تا جایی که نتوانستند تفاوت میان مقدس و غیر مقدس را تشخیص دهند. خداوند به هارون و پسرانش که زنده مانده بودند، هشدار داده و فرمود: “هرگز بعد از خوردن شراب وارد خیمه مقدس نشوید، زیرا خواهید مرد و این قانون دایمی برای تو و پسرانت و نسلهای آینده است. حتما باید فرق بین مقدس و غیر مقدس و پاک و ناپاک را بدانید و همه احکامی را که من به وسیله موسی به تو دادم، باید به تمام قوم اسرائیل تعلیم دهی.” (کتاب لاویان 0 ا آیات 9 تا ا 1). استفاده از شراب جسم را ضعیف و ذهن را آشفته و قوای اخلاقی را فاسد می سازد و مانع می شود تا آسمان اهمیت چیزهای مقدس و لازم الاجرا بودن قوانین الهی را درک کند. تمامی کسانی که مسئولیت مقدس را به عهده می گرفتند باید رعایت اعتدال را می کردند تا اذهان ایشان بتواند خوب و بد را تشخیص دهد، تا از پایداری در اصول و از حکمت در اجرای عدالت و نشان دادن رحمت برخوردار شوند. PA 314.1

    هر پیرو مسیح نیز چنین وظیفه ای را به عهده دارد. رسول پطرس می گوید: “و اما شما نژادی برگزیده و کاهنانی هستند که به پادشاهی رسیده اید. شما ملتی مقدس و قوم خاص خدا هستید تا کارها و صفات عالی خدایی که شما را از تاریکی به نور عجیب خود دعوت کرده است، به همه اعلام نمایید.” (اول پطرس 2 آیه 9). ما برگزیدگان خداوند هستیم و باید تمامی استعدادهایمان را در بهترین شرایط ممکن حفظ کنیم تا بتوانیم خدمت مورد پسند خداوند را انجام دهیم. هنگامی که مشروبات الکلی مورد استفاده قرار گیرد، همان نتایجی را به بار خواهد آورد که در مورد کاهنان اسرائیل به بار آورد. باطن و وجدان آدمی، با استفاده از شراب، حساسیت خود به گناه را از دست می دهد و با گذشت زمان، میل به گناه چنان افزایتش می یابد که چیزهای مقدس و غیرمقدس مفاهیم متفاوتشان را از دست می دهند. پولس رسول می گوید: “آیا نمی دانید بدن شما معبد روح القدس است که خداوند به شما بخشیده و در شما ساکن است؟ علاوه بر این شما دیگر صاحب بدن خود نیستید، زیرا با قیمت گزافی خریده شده اید. پس بدنهای خود را برای جلال خدا به کار ببرید.” ، “و هر چه می کنید، خواه خوردن، خواه نوشیدن و یا هر کار دیگری که می کنید، همه را برای جلال خدا انجام دهید.” به کلیسای مسیح در تمامی اعصار، این هشدار هولناک و جدی داده شد است: “اگر کسی معبد خدا را آلوده سازد‌، خدا او را تباه خواهد ساخت، زیرا معبد خدا باید پاک و مقدش باشد و آن معبد خدا شما هستید.” (کتاب اول قرنتیان6 آیات 19 و 20 - باب 0 ا آیه 31 - باب 3 آیه ۱۷).PA 314.2

    Larger font
    Smaller font
    Copy
    Print
    Contents